تبليغاتX
به نام پروردگار هستي
درس عربی سال اول دبیرستان
أَلانَ: نرم كرد « متعدي شده لانَ ،‌ نرم شده»اُولو: صاحبان« مفرد از لفظ خودش ندارد» واوِ آن تلفّظ نمي شود.

بُلْدانٌ مُتَخَلِّفةٌ: كشورهاي عقب مانده

تَبَعيّة: وابستگي

حاجّة ماسّة: نياز مبرم

خِصّيص: وابسته و نزديك «مترادف مُلازم»

خُطَي: گام ها «جمع خُطوة»

رُخام: سنگ مرمر

رَقَّ‌ (يَرِقُّ، رِقّةً): نرم و نازك شد« ضدغَلُظَ،‌مترادف لانَ»

رَمْضاء: گرماي سوزان

سَمَّرَ: ميخكوب كرد،‌به وسيله ميخ كوبيد

طائع: فرمانبر

غاوونَ: گمراهان دنبال هوا و هوس رونده «جمع غاوى»

فَرْع: رشته و شاخه «جمع آن فُروع»

قَلْب: عوض كردن، تبديل كردن

قَنَتَ (يقنُتُ، قُنوتاً) : اطاعت كرد، فرمان برد « مترادف أطاعَ»

مُبَذِّر: اسراف كننده و پراكنده ي مال

مُجيد: آورنده چيزهاي نيكو و پسنديده

مَسامير: ميخ ها «جمع مِسْمار»

مُستَجير: پناهنده

مَفروضة: تحميلي

مَلَل: خستگي و كسالت

مَنَحَ (يمنَحُ، مَنحاً) : بخشيد «مترداف أعطَي و وَهَبَ»

هَوان: خواري و ذلّت

بُثابُ: پاداش داده مي شود«مجهول يُثيبُ»

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 0:45  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 

قالَ السَّجانُ لِلمُجرمِ الّذى كانَ قَد دَخَلَ السِّجْنَ جديداً:

« هذا السِّجنُ،‌سِجْنٌ مثالـىٌّ. نحن نَستَخدِمُ السُّجَناءَ فِى نَفْسِ الشُّغلِ الّذى كانوا مشغولينَ بِهِ قَبلَ دُخولِهِم فِى السِّجْنِ، ماذا كانتَ مِهْنَتُكَ فِى الماضى؟»

أجابَ السَّجينُ بِتَبَسُّمٍ:

« كُنتُ حارساً جَنبَ مَدْخَلِ بِناءٍ.»

زندانبان به جنايتكاري كه به تازگي وارد زندان شده بود گفت:

« اين زندان، يك زندان نمونه است. ما زندانيان را در همان شغلي به كار مي گيريم كه قبل از ورودشان به زندان به آن مشغول بودند. شغل تو در گذشته چه بوده؟»

زنداني با لبخند جواب داد:

« نگهبانِ درِ وروديِ يك ساختمان بودم.»

 

الابتسامةُ الثانيةُ 2

 

الابتسامةُ الثانيةُ 2المعلِّم: ما هوَ جمعُ « الشَّجَرَة».؟

التلميذ: « الغابة» يا استاذ.

ترجمه :

معلّم : جمع درخت چه مي شود؟

دانش آموز: جنگل، استاد.

 

الابتسامة الثالثةُ 3

الابتسامة الثالثةُ 3قالَ الطَّبيبُ لِلمريض:

« يَجِبُ عَلَيكَ أنْ تأكُلَ الفاكِهَةِ بِقِشرِها. لِأنَّ قِشرَ الفاكهة مفيدٌ.»

قال المريض: « حَسَناً ، سَأفعَلُ ذلك.»

سَألَ الطبيبُ: <و الآن. قُلْ لـﻰ أﻯَّ فاكهـﺔٍ تُحِبُّ ؟>

فأجابَ المريض:< الموز و الرَّقّـﻰ.>

پزشك به بيمار گفت:

< بايد ميوه را با پوستش بخوري. چون پوست ميوه مفيد است.>

مريض گفت: <بسيار خوب، اين كار را انجام خواهم داد.>

پزشك سؤال كرد: « حالا به من بگو چه ميوه اي دوست داري؟»

مريض جواب داد: « موز و هندوانه»

الابتسامةُ الرابعةُ 4

الابتسامةُ الرابعةُ 4قالَت الوالدةُ‌ لِطَفلَتِها:

« اِذهَبـى إلي ساحةِ المنزل و ﭐنْظُرى هل السَّماءُ صافيةٌ أم غائمةٌ؟

ذَهَبَت الطفلةُ ثُمَّ رَجَعَت و قالَتْ:

« آسفة يا والدتى، لِأنَّنـى ما قَدَرْتُ أنْ أنظُرَ إلي السَّماءِ؛ لِأنَّ المَطَرَ كانَ شديداً.»

مادر به دختر كوچكش گفت:

« به حياط خانه برو و ببين آسمان صاف است يا ابري؟

كودك رفت ، سپس برگشت و گفت:

«متأسفم مادر، چون من نتوانستم به آسمان نگاه كنم.

آخر باران شديد بود».

الابتسامةُ الخامسةُ5

 

الابتسامةُ الخامسةُ5تَعِبَت الاُمُّ مِن أعمالِ المنزل. فَذَهَبَتْ إلي غُرفَتِها لِلاستراحة.

فَجأةً صاحَ ولدُهُ:

«ماما، اُريدُ كَأساً مِنَ الماءِ البارِد.»

قالتَ الأمُّ : «أنا تَعِبَةٌ. اِذْهَبْ و ﭐشرَب الماء بِنَفسِكَ.»

صاحَ الوَلَدُ مَرَّةً اُخرَي: « اُريدُ الماءَ.»

فَقالَت الاُمُّ: « اِشْرَبْ بِنَفْسِك و إلّا أضرِبُكَ.»

بَعدَ قليلٍ قال الوَلَد: « ماما، عِندَما جِئتِ لِضَربـى؛ اُحْضُرى كَأساً مِنَ الماءِ البارد.»

الترجمة:

مادر از كارهاي خانه خسته شد.

پس براي استراحت به اتاقش رفت.

ناگهان پسرش فرياد زد: «مامان،‌ يك ليوان آب سرد مي خواهم.»

مادر گفت:‌من خسته ام. برو خودت آب بنوش.»

پسر بار ديگر فرياد زد: «آب مي خواهم.»

مادر گفت: « خودت آب بنوش و گرنه تو را مي زنم.»

بعد از مدّت كمي پسر گفت: « مامان، وقتي براي زدنم آمدي، يك ليوان آب سرد هم بياور.»

الابتسامةُ السّادسةُ 6

 

الابتسامةُ السّادسةُ 6قالَ الطِّفلُ لِوالِدِهِ متعجِّباً: « عجباً مِن والِدِ صديقي! »

كَمْ‌ هو بخيل!؟ أقامَ الدُّنيا عِندَما اِبتَلَعَ صَديقى درهماً.»

الترجمة:

كودك با تعجّب به پدرش گفت: از پدر دوستم تعجّب مي كنم.

چقدر خسيس است!؟ دنيا را به هم ريخت وقتي دوستم يك سكّه يك درهمي بلعيد.»

الابتسامةُ السابعةُ 7

ا

الابتسامةُ السابعةُ 7قالَت الزوجةُ لِلطَّبيب: « زَوجى يَتَكَلَّمُ و هوَ نائمٌ فـى اللَّيل. ماذا أفعَلُ ؟

أجابَ الطَّبيبُ: «أعْطيهِ فُرصةً لِيَتَكَلَّمَ فـى‌النَّهار.»

الترجمة:

زن به پزشك گفت: « همسرم شب در حالي كه خواب است حرف مي زند. چه كار كنم؟

پزشك جواب داد: « به او فرصتي بده تا در روز حرف بزند.»

 

الابتسامةُ الثّامِنةُ 8

الابتسامةُ الثّامِنةُ 8قالَت الوالِدةُ لِابنهِا: « إذا تَضرِبُ القِطَّةَ؛ سَأضرِبُكَ و إذا تَجُرُّ اُذُنَها؛ أجُرُّ اُذُنَكَ.»

فَقالَ الابنُ: « و إذا أجُرُّ ذَيلَها؛ ماذا تَفعَلينَ؟.

الترجمة:

مادر به پسرش گفت: « اگر (هر گاه) گربه را بزني؛ تو را خواهم زد و اگر گوشش را بكشي؛ گوشَت را مي كشم.»

پسر گفت: « و اگر دمش را بكشم؛ چه كار مي كني؟»

الابتسامةُ التاسِعةُ 9

ا

الابتسامةُ التاسِعةُ 9الكَذّابُ الأوّلُ: « عِندى بِناءٌ مِن مِائةِ طابِقٍ! الطّابِقُ المِائةٌ فَوقَ السَّحاب!»

الكذّابُ الثّانـى: « هذا أمرٌ بَسيطٌ. عِندى حمارٌ كبيرٌ؛ أرجُلُهُ عَلَي الأرضِ و رأسُهُ فـى‌ السَّحاب! »

الكذّابُ الأوّل: وَ كَيفَ تركَبُ عَلي هذا الحِمار؟»

الكذّابُ الثّانـى: « أذهَبُ فَوقَ سَطحِ بِنائكَ.»

الترجمة:

دروغگوي اوّل: ساختماني صد طبقه دارم كه طبقه صدم بالاي ابر است.

دروغگوي دوم: اين چيز ساده اي است . الاغ بزرگي دارم كه پاهايش روز زمين و سرش در ابر است.

دروغگوي اوّل: « و چگونه روي اين الاغ سوار مي شوي؟ »

دروغگوي دوم: « روي بام ساختمانت مي روم.»

 

الابتسامةُ العاشرةُ 10

الابتسامةُ العاشرةُ 10

اِلتَقَي رَجُلٌ نحيفٌ بِرَجُلٍ سَمينٍ.

فبادَرَهُ الرَّجُلُ السَّمينُ و قالَ لَهُ ضاحِكاً:

«النّاسُ يقولون فـى‌البلاد مَجاعة.»

فقالَ النَّحيفُ :‌« نَعَم و يقولون إنّكَ سَبَبُ المجاعة.»

الترجمة:

مرد لاغري به مرد چاقي برخورد كرد .

مرد چاق پيشدستي كرد و با خنده به او گفت:

« مردم مي گويند در كشور قحطي شده است.»

مرد لاغر گفت: « بله و مي گويند كه تو علّت قحطي هستي.»

http://amoozesharabi20.wordpress.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 0:44  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 

ظل أسدٌ قويٌ يحكم الغابةَ سنواتٍ طويلةً وكانت جميعُ الحيوانات تخافه وتطيع أوامرَه كان

الأسد يحصل على طعامه بالقوة يطارد الفريسة ويهجم عليها ويفترسها بأ نيابه الحادة ولا يتركها حتى يشبع ثم تأتي الحيوانات وتأكل من بقايا طعامه.

 ( شیری قوی سالهای طولانی بر جنگلی حکومت می کرد و همه حیوانات از او می ترسیدند و اوامرش را اطاعت می کردند ، شیر غذایش را با قدرت تمام  بدست می آورد و شکار را دنبال می کرد  و به ان حمله ور می شد  و با چنگالهای تیزش آن را شکار می کرد و  رها یش نمی کرد تا اینکه سیر می شد.  سپس حیوانات دیگر می آمدند و با قیمانده غذایش را می خوردند.

 

 

كبر الأسد وصار عجوزاً ضعيفاً وذات يوم شـــَعـــَر بالمرض وأحسّ بالضعف الشديد

وأصبح غير قادر على أن يصطاد. شعر الأسدُ بالجوع وراح يفكــّر في طريقةٍ يحصل فيها على طعامه.

( شیر مسن شد و پیر و ضعیف گردید  و روزی احساس بیماری کرد و ضعف شدیدی را حس نمود و به گونه ای شد که قادر به شکار کردن نبود .و احساس گرسنگی کرد و به راهی فکر می کرد که از ان طریق غذایش را بدست بیاورد) .

 

 قال الأسدُ لنفسه ما زالت الحيواناتٌُ تحترمني وتخافني وتسمع كلامي لا ينبغي أبداً أن أظهر لها أنني أصبحتُ كبيرَ السن ضعيفاً وإلا فإنها لن تخشاني ولن تطيع أوامري لكن سأعلن عن مرضي وأبقى داخل بيتي ولا بدّ أن تحضر الحيوانات لزيارتي وبذلك سيأتيني طعامي من غير أن أتعب نفسي في الحصول عليه.

( شیر با خود گفت هنوز حیوانات به من احترام می گذارنند و از من می ترسند و سخن مرا گوش می دهند اصلاً سزاوار نیست که به آنها ابراز کنم که پیر و ضعیف شده ام و گرنه آنها از من نخواهند ترسید و اوامرم را اطاعت نخواهند کرد ولی مریضیم را اعلام خواهم کرد و داخل خانه ام می مانم و ناچار حیوانات به عیادت من می آیند و بدین ترتیب غذایم را بدون اینکه خودم رادر راه حصول آن  خسته کنم بدست خواهم آورد ).

 

قصد الأسدُ أن يعلن خبرَ مرضه للجميع كانت الحيواناتُ تخاف غضبَ الأسد وبطشه إن هي لم تقم بالواجب لذلك سارعت الحيوانات إلى زيارته في بيته والسؤال عنه والدعاء له بالشفاء لكن كلما دخل حيوانٌ بيتَ الأسد هجم عليه وفتك به وأكله . كان الأسد سعيداً لأنه لا يتعب في الحصول على طعامه. فهو لم يعد قادراً على أن يطارد أيّ حيوان مهما كان بطيئاً لكن الطعام اللذيذ كان يأتي إليه في بيته وهو جالس لا يتحرك فيأكل منه حتى يشبع .

( شیر تصمیم گرفت که خبر بیماریش را به همه اعلام کند ؛ حیوانات از خشم و عصبانیت شیر می ترسیدند اگر به تکلیف خود عمل نمی کردند  به خاطر همین حیوانات برای دیدنش و احوالپرسی و دعا برای شفایش به خانه اش شتافتند ولی هر حیوانی که داخل می شد شیر به او حمله می کرد و او را می درید و می خوردش . شیر خوشبخت بود زیرا برای بدست اوردن غذایش خسته نمیشد. او قادر به دنبال کردن هیچ حیوانی نبود هر چند که ان حیوان کند راه می رفت ولی غذای لذیذ خودش به خانه اش می آمد در حالیکه او نشسته بود و حرکت نمی کردپس از ان می خورد تا سیر می شد ).

 

وفي يوم من الأيام كان الدور على الثعلب ليزور الأسد ويسأله عن صحته ويطمئن على حاله. توجه الثعلبُ إلى بيت الأسد وهمّ بالدخول لكنه نظر إلى الأرض عند مدخل البيت وتوقف سأل الثعلب الأسد عن حاله وهو واقف في مكانه خارج البيت أجاب الأسد ما زلت مريضاً يا صديقي الثعلب  لكن لماذا تقف بعيداً أدخل يا صديقي لأستمتع بحديثك الحلو وكلامك الجميل فأجابه الثعلب لا يا صديقي الأسد كان بودي أن أدخل بيتك لأنظر إليك من قرب لكني أرى آثار أقدام كثيرة تدخل بيتك ولم أرى أثر لقدم واحدة خرجت منه .

( در روزی از روزها نوبت به روباه رسید که شیر را ملاقات کند و از سلامتش بپرسد و از حالش مطمئن شود روباه به خانه شیر روی آورد و تصمیم گرفت داخل شود ولی او به زمین نزد ورودی خانه نگاه کرد و ایستاد. روباه از شیر حالش را پرسید در حالیکه در جایش در خارج از خانه ایستاده بود . شیر پاسخ داد هنوز مریضم ای دوست روباهم  ولی چرا دور می ایستی . داخل شو دوست من تا از سخن شیرینت استفاده کنم روباه جواب داد نه ای دوست شیر من ، شایسته دوستیمان است   که داخل خانه ات شوم و تو را از نزدیک  ببینم  ولی من جای پاهای زیادی را می بینم که به خانه ات وارد شده اند و لی حتی یک جای پا نمی بینم که از خانه ات خارج شده باشد .)

http://www.eduarabic.blogfa.com/post-57.aspx

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 23:48  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 

                به نام پروردگار هستي

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 23:3  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 22:41  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 22:39  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 22:38  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 

گرد آورندگان مطالب این وبلاگ       :          ۱.

سام پروین         

 ۲.علی اردکانی          ۳.پویا پارسا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 20:52  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی 

الدرس الاول – درس اول :

كلمه ها و تركيب هاي تازه :
َاشارَ : اشاره كرد
اُشير اليها بخطّ : با خط به آن اشاره شد
الحَقَ :‌ملحق كرد
الحقْني بالصّالحين : مرا به درستكاران ملحق كن
الْأَهْل : شايسته
الْجوارح : اعضاي (بيروني) بدن
قوّ علي خدْمَتِكَ جوارجي :‌اعضاي بدن را براي خدمت خودت توانمند كن
الْجواريح : اعضاي (دروني) بدن
اَشْدُدْ علي العزيمة جوانحي : اعضاي بدن مرا براي برخورداري از عزمي محكم ، استوار بدار
الْحُكم‌:‌حكمت
السّابغ : فراخي دهنده
يا سابغَ النّعم : اي بخشنده نعمت هاي فراخ
المأمونة : روان و سليس
عيّن : تعيين كرد
المُسْتوحشين : جمع مستوحش ، وحشت زده
نَصَبَ –ِ :‌قرار داد
نَصَبْتُ وجهي : روي آورده ام
النّقم : جمع نقمه : بلا ، بدبختي
اليكَ : به سوي تو
العزيمة : اراده قوي
وَهبَ – يَهَبُ : عطا كرد ، بخشيد
شدّ – شِدّ : نيرومند ساخت
قويّ ، يقوّي : توانمند كرد
هَبْ – وَهَب : علامت --> يعني مراجعه كن به معني وَهَبْ
هَبْ لي : به من عطا كن



  فعل ماضي :
فعل ماضي از يك ريشه (ماده ، بن ) به علاوه تعدادي «ضمير» ساخته مي شود.
صرف فعل ماضي :

  مفرد مثني جمع
غايب مذكر ذَهَبَ ذهبا ذهبوا
مؤنث ذَهَبَتْ ذهبتا ذَهَبْنَ
مخاطب مذكر ذَهبتَ ذهبتا ذهبتم
مؤنث ذَهَبتِ ذهبتما ذَهبتُنَّ

متكلم ( ذهَبْتُ - ذَهَبْنا)  



  فعل مضارع : فعل مضارع ، علاوه بر ريشه و ضمير تعدادي علامت ديگر هم دارد
صرف فعل مضارع :

  مفرد مثني جمع
غايب مذكر يَذهبُ يَذهبانِ يذهبون
غايب مؤنث تَذهبُ تَذهبانِ يَذهَبْنَ
مخاطب مذكر تَذهَبُ تَذهبانِ تَذهبون
مخاطب مؤنث ذتَذهبينَ تَذهبانِ تَذهَبنَ

متكلم ( اذْهَبُ – نَذْهبُ)  



  فعل امر : در فعل امر، حروف مضارع پوشانده شده و به جاي آن يك حرف «ا» گذاشته مي شود و حرف «نون» نيز جز صيغه مؤنث جمع حذف مي شود .
صرف فعل امر

  مفرد مثني جمع
غايب مذكر _ _ _
غايب مؤنث _ _ _
مخاطب مذكر اِذْهَبْ اِذهَبا اِذهَبوا
مخاطب مؤنث اِذهَبي اِذهَبا اِذهبنَ

متكلم ( _ _ )  



  همزه فعل امر در بعضي از فعل ها كسره (-ِ) و در بعضي از فعل ها ضمه (-ُ) دارد.
مانند اذْهَبْ – اِجْلِسْ – اُكْتُبْ
اگر حرف دوم اصلي مضارع (عين الفعل ) ضمه (-ُ) داشته باشد همزه امر نيز ضمه (-ُ) خواهد داشت در غير اين صورت كسره (-ِ) خواهد داشت.
هر گاه حرف «لا» مقابل فعل هاي مضارع مخاطب قرار گيرد، تنها در پي تغيير دادن آخر فعل است.
صرف فعل نهي :

  مفرد مثني جمع
غايب مذكر _ _ _
غايب مؤنث _ _ _
مخاطب مذكر لاتَذهَبْ لاتَذهبا لاتَذهبوا
مخاطب مؤنث لاتَذهبي لاتَذهبا لاتَذهبنَ

متكلم ( _ _ )  



  ضمير- اسم اشاره – صرف ضميرها

  مفرد مثني جمع
غايب مذكر هو هما هم
غايب مؤنث هي هما هُنَّ
مخاطب مذكر انتَ انتما انتم
مخاطب مؤنث انتِ انتما انتُنَّ

متكلم ( أنا - نحنُ )  



  روش ساختن فعل امر حاضر:

فعل امر حاضر از مضارع مخاطب مي سازيم و براي اين كار 4 عمل انجام مي دهيم:
1. حرف (ت) را از سر مضارع مخاطب بر مي داريم
2. در صورت نياز بر سر فعل همره (ا) مي آوريم ( درصورتي به همزه نياز داريم كه بعد از حذف «ت» فعل با سكون شروع شود)
3. به اين همزه( ا) حركت مي دهيم اگر حرف اصلي دوم فعل ضمه «-ُ» داشته باشد به اين همزه نيز ضمه «-ُ» ميدهيم در غير اين صورت كسره مي دهيم.
4. ضمه «-ُ» يا نون را از آخر فعل حذف مي كنيم (غير از صيغه جمع مؤنث) مانند: تذهَبُ --> ذْهبُ --> اذهبُ--> اذْهبُ--> أذهَبْ
تُجلسانِ --> جْلسان --> اجْلسان --> اجْلسانِ --> اجْلسا
تكتُبونَ --> كْتُبونَ --> اكتُبونَ --> اُكْتبونَ --> اُكتُبوا
تذْهبنَ-->ذْهبينَ --> اذْهبينَ --> اذْهبينَ --> اذْهبي
تُعَجّلونَ --> عَجّلونَ به همراه «ا» نيازي نيست --> عجّلوُا
 



  وزن :

اغلب كلمات عربي غالباً سه حرف اصلي دارند. براي پيدا كردن وزن هر كلمه در عربي به جاي حروف اصلي آن كلمه به ترتيب (ف) ، (ع) ، (ل) قرار مي دهيم و بقيه حروف را عيناً در وزن مي آمديم و حركت سكون همه حروف را نيز عيناً در وزن مي نويسيم.
كَتَبَ --> فَعَلَ
نكْتُبُ--> يَفْعُلُ اَكْتُبْ --> اُفْعُلْ
نأصر --> فاعل عَلِمَ --> فَعِلَ
يَذْهَبُ --> يَفْعلُ اِجْلِسْ --> افْعِلِ
منصور --> مفعول بَعُدَ --> فَعُلَ
يَجْلِسُ --> يَفْعِلُ اذهَبْ --> افْعل
شَهيد --> فَعيل
 



  جمله اسميه : جمله اي است كه غالباً با اسم شروع مي شود و دو ركن دارد.

ا. مبتدا
2. خبر
مبتدا :‌اسمي است كه غالباً در ابتداي جمله مي آيد و درباره آن خبري مي دهيم.
مانند : الطّالبُ در جلمه : الطّالبُ جالسٌ
خبر : كلمه يا كلماتي است كه غالباً بعد از مبتدا مي آيد و معني جمله را كامل مي كند و درباره مبتدا خبر مي دهد.
مانند : جالس در جمله الطّالبُ جالسٌ
مبتدا و خبر هر دو مرفوع هستند (رفع مي گيرند)
علامت رفع غالباً (-ُ يا –ٌ ) است.
مانند :‌الطّالبُ(مبتدا) جالسٌ(خبر)
 



  جمله فعليه : جمله اي است كه غالباً با فعل شروع مي شود و دو ركن دارد :

1. فعل
2. فاعل
فاعل : اسمي است كه كار انجام مي دهد. فاعل نيز مانند مبتدا و خبر مرفوع است. (رفع مي گيرد)
مانند : جلس الطّالبُ علي الكرسيّ .
در بعضي از جمله هاي فعليه علاوه بر فعل و فاعل ، مفعول هم وجود دارد.
مفعول كلمه اي است كه كاربر آن واقع مي شود. مفعول منصوب است (نصب مي گيرد) علامت نصب غالباً (-َ يا –ً ) است.
كَتبُ(فعل) الطالبُ(فاعل) رسالةً (مفعول)
 



  تقسيم اسم به مفرد و مثني وجمع :

اسم مفرد :‌كتاب ، قَلَم، محفَظة، مَدْرسة
اسم مثني : انِ : كتابانِ ، قلمانِ ، محفظتانِ ، مدرستانِ
اسم مثني : ين : كتابَيْنِ، قلَمينِ ، محفظتينِ ، مدرستينِ
اسم مذكر : ونَ : معلّم --> معلّمونَ ، مؤمن --> مؤمنونَ
اسم مذكر : ين َ : معلّم --> معلّمين َ ، مؤمن--> مؤمنينَ
اسم جمع مؤنث : ات : معلّمة --> معلّمات، مؤمنة --> مؤمنات
اسم جمع مكسر : معلمة --> معلمات ، مؤمنه --> مؤمنات
مكسر : نشانه خاصي ندارد : مانند : كتاب --> كتُبُ ، مدْرسة --> مدارِس
 

http://www.irib.ir/amouzesh/d/page_sh.asp?key=1&ov=375
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 15:30  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی 

تمرينات درس اول :



  1. ترجم الافعال التّاليه ثمّ اجْعل كلّ فعل في مكانه المناسب :
فعل هاي زير را ترجمه كن سپس هر فعلي را در جاي مناسبش قرار بده

ماضي مضارع امر نهي
ضحكوا

خنديد

يكشفان

كشف مي كنند

اترك

ترك كن

لا تقنطي

نا اميد نشو

عصفت

وزيد

سنصدق

راست مي گوييم

احملا

حمل كنيد

لا تحبسا

حبس نكنيد

فقدتم

از دست داديم

يخسر

ضرر مي كند

افتحوا

باز كنيد

لاتظلموا

ستم نكنيد

عزمنا

تصميم گرفتيم

تقدرين

مي تواني

ارحموا

رحم كنيد

لاتياس

مايوس نباش

 


  2 – اجعل في الفراغ فعلاً مضارعاً للّنهي
در جاي خالي فعل مضارع براي نهي قرار بده

1. لا تلْبسوا الحق بالباطل (تَلبسونَ)
2. لا تَحْزنْ انّ السامعنا (تَحْزن)
3. لا تقْربا هذه الشّجرة (تَقْربان)
 



  3- اُكْتُبْ كلَّ كلمةٍ في مكانها المناسب من الجدول ثمَّ اذّكر مفردها :
هر كلمه را در جاي مناسبش قرار بده (در جدول) و مفردش را ذكر كن
والدين ايّام ، مسئوولينَ ، جنّتانِ، عالمات ، صادقين ، صالحات، بحرين، علوم، خاشعين، فراشات، عِباد

المثني المفرد
والدين والد
جنتان جنت
البحرين البحر

الجمع السالم المفرد
مسؤولين مسؤول
عالمات عالمة
صادقين صادق
صالحات صالحة
خاشعون خاشع
فراشات فراشة

الجمع التكسير المفرد
ايام يوم
علوم علم
عباد عبد
 


  4 - اجعل في الفراغ ضميراً مناسباً :
در جاي خالي ضمير مناسب قرار بده

1. و هُمْ مُسْتكبرون (هُنّ ، هُمْ، انتنّ ، هما)
و آنها مستكبر هستند

2. اللّهم انت القائل و قولك حقٌ (انتَ، أنتٍ ، هم ، هُنّ)
خدايا تو گوينده اي و سخنت حق است

3. فالله خيرٌ حافظا و هُو ارحم الراحمين (هو ، هي ، نحن، هما)
پس خدا بهترين نگهبان است و او مهربانترين مهربانان است
 



  5 – عيّن اعراب الكلمات التي اشير اليها بخطّ

1. اللهّم قولك حقٌ وعْدُكَ صدقٌ .
خدايا سخن تو حق است و وعده تو راست
2.و يضربُ اللهُ الامثالَ للناسِ ِ.
و خدا مثل ها را براي مردم مي زند
 



  6- عين الترجمة الصحيحة : ترجمه صحيح را معين كنيد.

1. لا تبحثوا عن عيوب النّاس .
در مورد عيب هاي مردم بحث نكنيد
در جستجوي عيب هاي مردم نباشيد


2. اللهُ يعلمُ و انتم لا تَعْلمون .
خداوند مي داند و شما نمي دانيد
خداوند مي داند و آنها نمي دانند


3. اركعوا و اسجُدوا و اعبدوا ربّكُم .
ركوع و سجود كنيد و پروردگارتان را بپرستيد
ركوع و سجود كردند و پروردگارشان را پرستيدند
 



  كارگاه ترجمه درس اول :
1- باتوجه به مطالب گفته شده در صفحه 10 كتاب درسي، غلط هاي ترجمه هاي زير را پيدا كنيد و صحيح آنها را بنويسيد.

1. اَكْتُبل لنا في هذه الدّنيا حسنةً و في الآخرة .
براي ما در آن دنيا و آخرت نيكي را مي نويسند.
براي ما در اين دنيا و آخرت نيكي را بنويس

2. ارجعي الي ربّك
به سوي پروردگارتان بازگرديد
به سوي پروردگارت باز گرد

3. سَيَجْعلُ الله ُ بعدَ عُسرٍ يُسراً .
خداوند پس از سختي آساني قرار داد.
خداوند پس از سختي آساني قرار خواهد داد

4. يَسْمعُ الله ُ نداءَ المظلومينَ
صداي مظلومان پيام خدا را مي شنود.
خدا صداي مظلومان را مي شنود

5. لا تَعبُدوا الا الله .
عبادت نمي كنيد مگر خدا را
عبادت نكنيد مگر خدا را
 



  2- اضواء قرآنيه (پرتوهاي قرآني ):
الف – با توجه به زمان و صيغه ي فعل هاي مشخص شده، جاهاي خالي را پر كنيد:

1. قال : اُخرُجْ منها فانّكَ رجيمٌ .
گفت از اين { مقام } خارج شو كه رانده شده اي

2. يخْرُجُ منهما اللّؤلؤ و المرجانُ .
از هر دو {دريا} مرواريد و مرجان خارج مي شود.

3. لا تكونوا كالذينَ خرجوا من ديارهم بطراً .
مانند كساني مباشيد كه از خانه هايشان با حالت سرمستي خارج شدند.
 



  ب: حركت آخر (اعراب) كلماتي را كه زير آنها خط كشيده شده مشخص كنيد:

1. جاءَ الحقُّ و زهقَ الباطلُ .
حق آمد و باطل از ميان رفت

2. انزل اللهُ سكينةُ علي رسولِهِ و ............
خدا آرامش خويش را بر پيامبرش ........فرو فرستاد

3. اللهُ عليمٌ بالظالمين .
خداوند بر حال ستمكاران آگاه است
 



  تست هاي كنكوري درس اول : (بدون پاسخ)

1. ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟`
الف) نَصَبْتُ وجهي : رو آوردم
ب) افْعْل بي ما انتَ‌اهلُهْ : با من آنگونه رفتار كن كه خود شايسته آن هستي
ج) لا تقربا هذه الشجرة : به اين درخت نزديك شويد
د) اُسْرُرْ علي العزيمة جوانحي : اعضاي بدنم را براي برخورداري از عزمي محكم استوار بدار.

2- ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) وَهَبْ : بخشيد
ب) الاهل : شايسته
ج) الحقّ : شايسته است
د ) شدّ : نيرومند ساخت

3 – كدام گزينه با ضمير «هي» مناسبت دارد؟
الف) عَلمتَ
ب) علَمَ
ج) عَلْمِت
َ د) عَلمْتِ

4 – كدام گزينه با ضمير «انت» تناسب دارد؟
الف) أذْهَبُ
ب) تَذْهَبُ
ج)يَذْهَبُ
د) تذهبين

5 – كدام گزينه با ضمير «انتما» تناسب دارد؟
الف) اُدخلا
ب) اُدخلوُا
ج) ادْخلي
د) اُدْخلنَ

6 – كدام گزينه «انتم» تناسب دارد؟
الف) لات تَخْرُجْ
ب) لا تَخْرُجا
ج) لا تَخْرَجْنَ
د) لا تَخْرجوا

7 – كدام گزينه با ضمير «انا» تناسب دارد؟
الف) ما لَعِبْنا
ب) ما لَعِبَتُ
ج) ما لَعِبوا
د) ما لَعِبَتِ

8 – كدام گزينه جمع مكسر سالم است؟
الف) علوم
ب) فراشات
ج) مسلمينِ
د) مسلمينَ

9 – كدام گزينه بر وزن فعيل نيست؟
الف) عزيز
ب) شريف
ج) غََنور
د) رحيم

10 – در جمله (العلمُ فقيدٌ) العلمُ چه نقشي دارد؟
الف) مبتدا
ب)خبر
ج) فاعل
د) مفعول

11 – در جمله (قَوْلك حق) حق چه نقشي دارد؟
الف) مبتدا
ب) خبر
ج) فاعل
د) مفعول

12- در جمله (العلمُ خيرٌ من المال) من المالِ چه نقشي دارد؟
الف) مفعول
ب) جارومجرور
ج) فاعل
د) مبتدا

13 – اعراب مبتدا و خبرو فاعل كدام است؟
الف) رفع
ب) نصب
ج) جر
د) مبتدا و خبر رفع مي گيرند و فاعل نصب

14 – حروف جر چه اعرابي به اسمهاي بعد از خود نشان مي دهند
الف) رفع
ب) نصب
ج) گاهي نصب گاهي جر
د) جر
 

http://www.irib.ir/amouzesh/d/page_sh.asp?key=2&ov=375
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 15:25  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی 

الدرس الثاني : درس دوم
زيارةٌ الحبيب :‌ديدار محبوب

كلمه ها و تركيب هاي تازه
اَسْلَمْ : اسلام آورد . مسلمان شد
طَرَق َ : زد ، كوبيد
أفرغَ : فرو ريخت
عفواً : ببخشيد
افرغْ علينا صبْراً :به ما صبر عطا كن
فاحَ – يَفوحُ : پراكنده شد
بَعْدَ قليلٍ : اندكي بود
قِبلَ : طرف، سمت
تَفَضّل : بفرما
قدِرَ : توانست
الْجزيل : فراوان
كلّمَ : صحبت كرد
شُكراً جزيلا : بسيار متشكرم
النّص : متن
حبيب : محبوب
نَفِدَ : تمام شد
الرّعاية : توجه
نهَضَ : برخاست
ذات ليْلة : شبي
هنيئاً : گوارا باد
سُمَحَ –َ : اجازه داد
يا للسّعادة : چه سعادتي
العجوز: پيرزن
ختَشّ : جستجو
قَرَنَ : نام قبيله اي در يمن
القلق : نگران
القليل : كم ، اندك
السّنين : جمع سنة ، سال



  قواعد درس دوم : ثلاثي مجرد و ثلاثي مزيد :

در زبان فارسي گاهي از فعلها و اسمهاي موجود، فعلها و اسمهاي جديدي، با مفاهيم جديد مي سازيم (مثلا : خنديد) يك فعلي است كه داراي معني معيني است با اضافه كردن پسوند (افيد) به آن فعل جديد (خندانيد) را مي سازيم كه با معني (خنديد) تفاوت دارد.
مي خندد --> مي خنداند
خواهد خنديد --> خواهد خندانيد
بخند --> يخبندان
در زبان عربي نيز از فعلهاي موجود و فصلهاي ديگري با مفاهيم جديد مي سازند و اين عمل را به كمك فرمولها و وزنهاي خاصي انجام مي دهند و اسم هر كدام از اين فرمولها ( باب ) مي گذارند. مثلاً (ضََحِكَ) فعل ماضي به معني (خنديد) است اگر بر سر اين فعل (أ) بياوريم و حركت حروف (ضَحِكَ) را تغيير بدهيم فعل جديد (اَضْحَكُ) ساخته مي شود كه معني آن (خندانيد) است. به عبارت ديگر براي ساخت (أَضْحَكَ) از وزن (أَفْعلَ) استفاده مي كنيم. اين (أَضْحَكَ) اولين صيغه ماضي است و بقيه صيغه هاي آن را مي توانيم صرف كنيم. براي ساختن اولين صيغه مضارع اين باب از وزن (يُفْعِلُ) استفاده مي كنيم و مثلاً فعل مضارع (يُضْحِكُ) را مي سازيم (يُضْحِكُ) اولين صيغه ي مضارع است و بقيه صيغه هاي آن را مي توانيم صرف كنيم مانند : يُضْحِكُ ، يُِضحكمانَ ، يُضْحِكونَ
براي ساختن مصدر اين باب از وزن (افعال) استفاده مي كنيم و مثلاً مصدر (اضْحاك) را مي سازيم . وزن اولين صيغه ماضي و اولين صيغه مضارع و مصدر اين فعل را مجموعاً (باب افعال) مي ناميم پس فرمول (باب افعال) به شكل زير است.
اولين صيغه ي ماضي :أَفْعَلَ
اولين صيغه ي مضارع : ُفْعِل
ُ مصدر : افْعال
به فعل هايي كه بدين ترتيب با افزودن يك يا چند حرف به ريشه فعل ساخته مي شوند ثلاثي مزيد مي گويند. به عبارت ديگر ثلاثي مزيد فعلي است كه اولين صيغه ي ماضي آن علاوه بر سه حرف اصلي يك يا چند حرف زايد نيز دارند. مانند :
(أَضْحَكَ) غير از سه حرف (ض ح ك ) كه حروف اصلي هستند يك حرف ديگر هم دارد (اُ) كه حرف زايد ناميده مي شود.
اما ثلاثي مجرد فعلي است كه اولين صيغه ماضي آن حرف زايد ندارد و فقط از سه حرف اصلي درست شده است : مانند : ضَحِكَ
 



  معرفي باب تفعيل

اولين صيغه ماضي : فَعّلَ (علّمَ)
اولين صيغه مضارع : يُفَعّلُ (يُعلّم)ُ
مصدر : تفعيل (تعليم)
 



  معرفي باب مفاعلة

اولين صيغه ماضي : فاعَلَ (جاهَد)َ
اولين صيغه مضارع : يُفاعِلُ (يُجاهِد)ُ
مصدر : مُفاعلة ، فعال (مُجاهدَة ، جهاد)
مصدر فعلهاي ثلاثي مزيد وزن معيني دارند به عبارتديگر قياسي هستند. اما مصدر فعلهاي ثلاثي مجرد وزن معيني ندارند و به عبارت ديگر سماعي هستند.
 



  تمرينات درس دوم : 1-عيّن الصحيح علي حسب النّص : براساس متن صحيح را معين كن

1- كان اُويسٌ مشتاقا لزيارة النبي (ص)
اويس مشتاق ديدار پيامبر بود-صحيح
2 – وعد اُويسٌ امّة بالرّجوع بعد غروب الشّمس .
اويس به مادرس وعده داد كه بعد از غروب خورشيد برگردد-غلط
3 - جاهَدَ اويسٌ في معركة «نهروان» فَوَجعَ علي الارض شهيداً
اويس در جنگ نهروان جهاد كرد . پس روي زمين افتاد و شهيد شد-غلط
 



  تمرين دوم : با توجه به كفه هاي پر شده (صفحه 21 كتاب درس) كلمات هم وزن آنها را پيدا كنيد
هاجر ، اكرم ، اشرك، كاتب ، جالس، علّم ، قدّم، اكبرّ ، اَحْسَنَ

فاعل : هاجَرَ - كاتَبَ - جالَسَ
فعّل : علّم - قدَّم - كبَّر
أفْعل : اكرم - أسْرَكَ - أَحْسَنَ
 



  حال چنانچه در كفه هاي پرشده كلمات «يُفْعلِ ، يُفعل و يُفاعل » را قرار دهيد . جهت برابر شدن كفه ها در وزن فعل هاي بالا چه تغييري ايجاد مي شود؟

يفاعل : ُيُهاجِرُ - يُكاتِبُ - يُجالسُ
يُفعّلُ : يُعلّم - يُقدّمُ - يُكتّبرُ
يَُفْعِلُ : يُكرمُ - يُشْركُ - يَُحْسِنُ
 



  اكنون مصادر فعل هاي بالا را در جاي خالي قرار دهيد:

مهاجرة : مكاتبة - مجالسة
تعليم : تقديم - تكبير
اكرام : اشراك - احسان
 



  تمرين 3 – اجعل في الفراغ كلمة مناسبتة من الدّوائر
در جاي خالي كلمه مناسبي در دايره ها قرار بده

1. و لأحْسنْ كما .......اللهُ اليك
گزينه ها: اَحْسنوا -اَحْسَنْ
پاسخ:اَحْسَنْ
و نيكي كن چنانچه خدا به تو نيكي كرد

2 . (انّا ..... هُ في ليْلة ِ القدر)
گزينه ها:انزلنا - انزل
پاسخ :‌انزلنا
همانا ما آن را در شب قدر نازل كرديم

3. (ربّنا اَفْرغ عليْنا صبرأ و....... اقْدامنا ) ‌
گزينه ها:ثَبَّت - ثَبَّتوا
پاسخ :‌ ثَبَّت
اي پروردگار به ما صبر عطا كن و گامهاي ما را استوار گردان

4 . (انّا نحْنُ ...... عليكَ القرآن)
گزينه ها: نزَّلنا - نَزَّلتُ
پاسخ :‌ نزَّلنا
همانا قرآن را بر تو نازل كرديم
 



  4 - اكمل ترجمه الجمل التالية :
ترجمه جمله هاي زير را كامل كن

1. لا يَشْعُرُ المؤمن بالضعْفِ عندَ مواجهة المشاكل .
مؤمن به هنگام برخورد با مشكلات احساس ضعف نمي كند

2.اللُّهمَ ، نوّر قلوبنا بنور الايمان و اليقين .
خدايا ! دلهاي ما را به نور ايمان و يقين روشن كن

3.هولاء وَجَدوا السّعادة في مساعدة الآخرينَ
اينان سعادت را در كمك كردن به ديگران يافتند

4. المؤمنون يُجاهدنَ باموالهم و انفسهم في سبيل الله .
مؤمنان با مالهايشان و جان هايشان در راه خدا جهاد مي كنند
 



  اضواء قرآينه (پرتوهاي قرآني)
1. با توجه به ترجمه ي آيات در جاي خالي از مصدر «تسبيح» (خدا را به پاكي ياد كردن) فعل مناسب قرار دهيد:

1. (يُسبّحونَ الليلَ و النّهارُ لا يَفْتُرون) ( انبياء 20)
شبانه روز خداوند را به پاكي ياد مي كنند و مستي نمي ورزند

2. فاصْبر علي ما يَقولُونَ و يسبّحْ بحَمْدِ ربّك . (طه 130)
بر آنچه مي گويند، شكيبا باش و با ستايش پروردگارت از او به پاكي ياد كن
 



  2 – دو آيه زير را بخوانيد و به سؤالات زير پاسخ دهيد :
و ابالحق انزلناهُ و بالحقّ نزَلَ . (اسراء / 105)
و آنرا به حق نازل كرده ايم و به حق نازل شده است

«انّا نحنُ نزّلنا الذّكر و انّا له لحافظون» (حجر /19)
همانا ما خودمان قرآن را نازل كرديم و همانا ما حفظ كننده ي آن هستيم
سؤال :

تفاوت ميان نزل و انزل از جهت لفظ و معني چيست؟
نزَل ثلاثي مجرد و اَنْزَلَ ثلاثي مزيد است. نَزَلَ يعني فرود آمد اما أَنْزَلَ يعني فرود آمد

تفاوت ميان نزل و نزّل از جهت لفظ و معني چيست؟
نَزَل ثلاثي مجرد نزّلَ ثلاثي مزيد است نزَلَ يعني فرود آمد اما نزّلَ يعني فرود آورد
 



  تست هاي كنكوري درس دوم :

1- ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) قد اسمتُ منذ مدّةِ : از مدتي پيش اسلام آورده ام
ب) لَقد نَفِدَ صبري : صبرم تمام شده است
ج) قَرُبَ من مدينة النبي : از شهر پيامبر (ص) مديه دور شد.
د) ربّنا اَفْرغ عَليْنا صبْراً : اي پروردگار ما به ما صبر عطا كن

2 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) الجزيل : ناچيز
ب) الحبيب :‌محبوب
ج) ذاتَ ليلةٍ : شبي
د) السّنين :‌سال ها

3– كدام گزينه ثلاثي مجرد است؟
الف) يَخْرُجُ
ب) يُخْرِجُ
ج) أَخْرَجَ
د) أِخراج

4 – كدام گزينه از باب افعال است؟
الف) علموُا
ب) يَعْلَمُ
ج) اعْلَمْ
د) علّمَ

5 – كدام گزينه از باب افعال است؟
الف) هاجَروا
ب) أَرْسَلْنا
ج) تُكذّبانِ
د) صدّقَ

6 – كدام گزينه از باب مفاعله است ؟
الف) انزلنا
ب) نزّلْنا
ج) جاهدوا
د) أَخْطَاْتَ

7 – كدام گزينه از باب تفعيل است؟
1. تُجاهدينَ
2. تُسبّحُ
3. اَحْسنْتُمْ
4. يطعَمون

8 – ميزان براي تشخيص حروف زايد و باب ها كدام صيغه است؟
الف) اولين صيغه ي مضارع
ب) هفتمين صيغه امر
ج) مصدر
د) اولين صيغه ي ماضي

9 – ميزان براي تشخيص ثلاثي مزيد و ثلاثي مجرد كدام صيغه است؟
الف) اولين صيغه مضارع
ب) اولين صيغه نهي
ج) اولين صيغه ماضي
د) اولين صيغه امر

10 – كدام گزينه ، مصدر ثلاثي مزيد نيست؟
الف) نزُول
ب) مُجاهدة
ج) جهادِ
د) انْزال

11 – كدام گزينه نمي تواند جمله (اَنْتَ ….) را كامل كند؟
الف) تُساعِدَُ
ب) ساعَدْتَ
ج) تلميذٌ
د) يُساعِدُ

12 – كدام گزينه در موقع ساختن فعل امر به همزه نياز دارد؟
الف)‌تَعَلّمُ
ب) تُكِْرمُ
ج) تُجاهِدُ
د) تُجاهدينَ

13 – همزه فعل امر كدام باب مفتوح است؟
الف) افعال
ب) تفعيل
ج) مفاعلة
د) تفعيل و مُفاعلة

14 – كدام گزينه نمي تواند جمله (هيَ ….) را كامل كند؟
الف) تُعلّمُ
ب) علّمتْ
ج) يُعلّمُ
د) تلميذةٌ

15 – كدام گزينه جمله اَنْتُنَّ …. في الصّلاة را كامل مي كند؟
الف) تُشاركونَ
ب) يُشاركونَ
ج) تُشارِكْنَ
د) يُشاركْنَ
 

http://www.irib.ir/amouzesh/d/page_sh.asp?key=3&ov=375
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 15:9  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 

  الدرس الثالث : درس سوم
التلميذُ المثالي: دانش آموز نمونه

كلمه ها و تركيب هاي تازه :
اَسِف : متأسفم
الرخيص :‌ارزان
الْأخْدية : كفش
السّجادة : قاليچه
اِسْتَقْبََلَ :‌استقبال كرد
علّقَ : آويخت
اِسْتَيْقَظَ : بيدار شد
غداً :‌فردا
أصْبَحَ : شد، گرديد
المثالي : نمونه، الگو
اَقْبَلَ : روي آورد
الْمحرْقة : سوزان
اتْعقد : برگزار شد
الأسْوةَ :‌نمونه
الأنيقة : شيك
تَوَضّأ : وضو گرفت
الْبائع : فروشنده
الْمُسترحيّة :‌نمايش نامه
بائع الصّحف : روزنامه فروش
مَنِحَ –َ : بخشيد
الباهظ : گران
النّذير : هشدار دهنده
الْبشير : بشارت دهنده
الوسام : نشان
تكامَلَ : تنبلي كرد
هيّأَ : ساخت ، آماده كرد
الثّمن : قيمت
ثَمْنُه باهظ : قيمتش گران است
حبّب : خوشايند ساخت



  قواعد درس سوم
معرفي باب تفعُّل : تفاعُل ، افتعال ، انفعال ، استفعال

اولين صيغه ماضي اولين صيغه مضارع مصدر حروف زائد
تَفَّعَلَ يَتَفَعَّلُ تَفَعُّلْ ت - ع
تعلم يتعلم تعلم ت - ل
تَفاعَلَ يَتَفاعَلُ تَفاعُل ت - ا
تواضع يتواضع تواضع ت - ا
افْتَعَلَ يَفْتَعِلُ افتعال ا - ت
احترم يحترم احترام ا - ت
انْفَعَلَ يَنْفَعِلُ انفعال ا - ن
انجمد ينجمد انجماد ا - ن
استَفْعَلَ يَستَفْعِلُ استفعال ا - س - ت
استخرج يستخرج استخراج ا - س - ت
 


  براي ساختن فعل امر : ابتدا حرف مضارع (ت) را از سر فعل مضارع مخاطب بر مي داريم سپس در صورت نياز بر سر فعل همزه مي آوريم. آنگاه حركت همزه را مشخص مي كنيم و در پايان از آخر فعل نون يا ضمه را حذف مي كنيم (غير از صيغه جمع مؤنث)

تَتَعلّمُ --> تَعَلّمْ
تتواضَعُ --> تواضَعْ
تَحْتَرِمُ --> احْتَرَمْ
تَسْتَخْرِجُ --> اِسْتَخْرِجْ
 



  تمرين اول :
1- عيّن الصحيح علي حسَبَ النّصْ
بر اساس متن صحيح را معين كن :

1. انعقدت الحمْلةُ لتعيين التلميذ النّاجح .
جشن براي تعيين دانش آموزان موفق تعيين شد- صحيح

2.التلميذُ المثالي يَشْتَغِلُ بالدراسة و بَيْع الصّحفُ
دانش آموز نمونه به درس خواندن و روزنامه فروشي مشغول است- صحيح

3. الذي يَدْرُسُ و يَعْمَلُ لا يُمْكِنُ له النّجاحُ
كسي كه درس مي خواند و كار مي كند موفقيت براي او ممكن نيست- غلط

4. الذي يَجْمَعُ العملَ و الدّراسة يَعْرِفُ قيمة الوقْت
كسي كه كار و درس خواندن را جمع مي كند ارزش وقت را مي داند- صحيح
 



  2– اِكْمل الفراغ مناسبا للضمير
جاي خالي را با ضمير مناسب پر كن

  هم هن هما باب انتما انتن انتم
ماضي(ض ع ف) اِستضعفوا اِستَضعفنَ اِستضعَفا استفعال اِستضعفتما اِستَضعفْتن استضعفتم
مضارع(ع ر ض) يَتعارضون يتعارضنَ يَتعارضانِ تفاعل تتعارضان تَتعارضنَ تتعارضون
امر(ع ل م) _ _ _ تَفعل تَعَّلما تَعلمن تعلموا
 


  4 – عين الصحيح : صحيح را معين كن

1 – لا يَسْتَسْلِمُ الأحرارُ للظُّلم
انسانهاي آزده در برابر ظلم ....
تسليم نشدند
تسليم نمي شوند
نبايد تسليم شوند

2 – يا ايّهاالنبيُّ، جاهد الكفّار و المنافقينَ ....
اي پيامبر با كافران و منافقان .....
جهاد كردن
جهاد مي كني
جهاد كن

3– تعلّمُ حُسْنَ الاستماعِ كما نَتعلّمُ حسُِنَ الحديث
خوب گوش كردن را ....... همان طور كه خوب صحبت كردن را
بياموز – آموختي
مي آموزي – آموختي
بياموز – مي آموزي
 



  پرتوهاي قرآني :
الف) با توجه به معني فعل هاي زير ترجمه ايات را كامل كنيد . نوع و صيغه و مصدر فعل هاي تعيين شده را بنويسيد.
تكبر (تكبر ورزيد)
اسْتكبَرَ (سركشي كرد)
كبّر (بزرگداشت داشت)

1. سَأَصْرِفُ عن آياتي الذيّن يتكبّرون َ في الارض بغيْر الحقّ
به زودي كساني را كه در زمين به ناحق تكبر مي ورزند از آياتم روي گردان خواهم ساخت.
نوع :مضارع - صيغه: جمع مذكر غايب - مصدر: تكبُّر

2 – اسْتكبَرَ هو و جُنودُهُ في الارض بغيْر الحق (قصص 39)
او و سپاهيانش به ناحق در زمين سركشي كردند
نوع : ماضي - صيغه: مفردمذكر غايب - مصدر اسكتبار

3 – يا ايُّها المدبر، قُمْ فَاَنْذرْ و رَبُّكَ فكَبّر (مدثر 1- 3)
اي جامه در سر كشيده ، برخيز و بيم ده و پروردگارت را بزرگ دار.
نوع : امر - صيغه : مفرد مذكر مخاطب مصدر: تكبير
 



  ب – دو آينه زير را بخوانيد و به سؤالات پاسخ دهيد :
فاسْتغْفروُا لِذنوُبُهمْ و مَنْ يَغْفِرَُ الذّنوبَ الاّ الله . (آل عمران / 35)
پس براي گناهان خويش آمرزش خواستند و كيست جز خدا كه گناهان را بيامرزد

فسَبّحْ بحَمْدِ ربّكَ و اسْتَغفِرْهُ انّهُ كانَ توّابا ( نصر /3)
پس به ستايش پروردگارت تسبيح گوي و از او آمرزش بخواه كه در بسيار توبه پذير است
سؤال :

1- تفاوت ميان غفرو اسْتغفر از جهت معني چيست؟
غفر يعني ، آمرزيد در حالي كه استغفر يعني آمرزش خواست

2 - تفاوت ميان غفّر و استغفر از جهت معني چگونه است؟
غفر ثلاثي مجرد و استغفر ثلاثي مزيد است
 



  تستهاي كنكوري درس سوم :

1- ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) اسْتقبَلَهُ المديرُ بحفاوةٍ . - مدير به گرمي از استقبال كرد
ب) نحنُ اَجتمعْنا هنا لتكريم تلميذٍ مثاليّ .- ما براي بزرگداشت دانش آموزي نمونه در اين جا جمع شده ايم.
ج) هلْ تعْرفين بائعَ الصّحفِ؟- آيا روزنامه فروشي را مي شناسي؟
د) هيّأ نفْسَهُ للذّهابُ - خودش براي رفتن آماده شد

2 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) النّاجح :‌موفق
ب) علّقَ : معلق ماند
ج) الوسام : مدال
د) عُنُق : گردن

3 - ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) تكامَلَ : تنبلي كرد
ب) الصُّحُف : روزنامه ها
ج) الرّخيص : گران
د) المسرحيّه : نمايش نامه

4 – كدام گزينه از باب تفاعل است؟
الف) انْتخبْ
ب) يشْتَغِلُ
ج) يَتكاسَلونَ
د) تتأمّلُ

5 – كدام گزينه از باب انفعال است؟
الف) اسْتكْبَرَ
ب) اجْتَمعنا
ج) يَتساقَطُ
د) يَنْبَسِطُ

6 – كدام گزينه از باب افتعال است ؟
الف) يَسْتَمعُ
ب) كفّر
ج) ينْقلِبُ
د) اَرْسَلْنا

7 – كدام گزينه از باب تفعل است ؟
الف) اسْتغْفروا
ب) سبّح
ج) أنْذِر
د) تتقدّمُونَ

8- كدام گزينه از باب استفعال است ؟
الف) يتحدثانِ
ب) يَسْتكبرونَ
ج) يَفْتَخِرُ
د) اكْتَسبْنا

9 – كدام گزينه فعل امر مفردند كه مخاطب از تقدّم است؟
الف) اقدّمْ
ب) تقدّمْ
ج) قدَّمْ
د) تَقدّمي

10 – كدام گزينه فعل امر مثني مؤنث مخاطب از تقابَلَ است؟
الف) تقابلا
ب) تقابَلوا
ج) قابلا
د) اقابلا

11 – كدام گزينه فعل ماضي مفرد مؤنث غايب از احْتَملَ است؟
الف) احْتَمِلْتَ
ب) احْتملا
ج) احْتَمِلَتْ
د) احْتَملْنَ

12- كدام گزينه فعل مضارع منفي مفرد مذكر غائب از انْقلب است؟
الف) لا يَنقَلِبُ
ب) لا نَنْقَلِبُ
ج) ما يَنْقَلِبُ
د) لا يَنقَلِبانِ

13 – كدام گزينه فعل امر جمع مذكر مخاطب از استَقْبَلَ است؟
الف) اسْتَقْبلوُا
ب) اسْتَقْلِبوا
ج) اِسْتَقْبِلْنَ
د) اسْتَقْبِلي

14 – كدام گزينه ثلاثي مزيد است؟
الف ) رَجَعوا
ب) يَشْعرون
ج) اعتَمدَ
د) طرَفْتُمْ

15 – كدام باب سه حرف زايد دارد؟
الف) استفعال
ب) تفعل
ج) انفعال
د) تعامل
 

http://www.irib.ir/amouzesh/d/page_sh.asp?key=4&ov=375
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 15:8  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 

  الدرس الرابع : درس چهارم
العِبرَةُ : درس عبرت

كلمه ها و تركيب هاي تازه :
الْاجيال : جمع جيل ، نسل
اتْبَعَدَ : دور شد
ابتلَعَ : بلعيد
خلّصَ : رهايي بخشيد
الاليم : دردناك
الذّهب : طلا
الاليم : دردناك
النجدة : كمك
أنْفَقَ : انفاق كرد
الْمَملوءَة : پر، سرشار
لا يُنفقونها : آن را انفاق نمي كنند
المتفضّلُ :‌كرم ، بخشنده
تضرّعَ : التماس كرد
الْمُستَسْلِمُ : مطيع ، فرمان بردار
الحافظ: نگهدارنده
المَغتصبة : غصب شده
دلّ –ُ : راهنمايي كرد
زَهَق َ : نابود شد
فرَجَ في زينتة : با جلال و شكوه بيرون آمد
السائر :‌سيركننده ، حركت كننده
الصّانع :‌سازنده
عاقب : مجازات كرد
ليْتَ : كاش
المعاصي : جمع معصيه ، گناه
معتذراً : عذرخواهانه
يكْتُرونَ الذّهب و الفّضة : طلا و نقره جمع مي كنند



  قواعد درس چهارم :
اسم ها به دو گروه تقسيم مي شوند:

1. مشتق
2. جامد
1 – مشتق اسمي است كه از كلمه ديگري گرفته شود مانند : كاتب ، مكتوب، مكتب و مكتبة كه از كَتَبَ گرفته شده اند.
2 – جامد اسمي است كه از كلمه ديگري گرفته نمي شود . مانند :‌قلم ، دفتر ، طلا ، سقف
 



  انواع اسامي مشتق :

1. اسم فاعل
2. اسم مفعول
3. اسم زمان
4. اسم مكان
5 – صفت مشبهه
6 – اسم مبالغه
7- اسم تفضيل

1 – اسم فاعل برانجام دهنده يا دارنده حالتي بودن دلالت مي كند و معادل آن در فارسي معمولاً صفت فاعلي يا اسم فاعل است.
اسم فاعل از ثلاثي مجرد بر وزن فاعل ساخته مي شود
مانند نَصَرَ --> ناصر
كَتَبَ --> كاتِب
اسم فاعل از فعل هاي مزيد به شكل زير ساخته مي شود.
مُب+ مضارع بدون ي + كسره ما قبل آخر مانند :
يُرشِدُ --> مُرشدِ
يَتَحوّلُ --> متحوّل
يَنْسجِمُ --> مُنسَجِمْ
يَسْتَخْدِمُ --> مُستَخْدِمْ
1 – اسم فاعل برانجام دهنده يا دارنده حالتي بودن دلالت مي كند و معادل آن در فارسي معمولاً صفت فاعلي يا اسم فاعل است.
اسم فاعل از ثلاثي مجرد بر وزن فاعل ساخته مي شود
مانند نَصَرَ --> ناصر
كَتَبَ --> كاتِب
اسم فاعل از فعل هاي مزيد به شكل زير ساخته مي شود.
مُب+ مضارع بدون ي + كسره ما قبل آخر مانند :
يُرشِدُ --> مُرشدِ
يَتَحوّلُ --> متحوّل
يَنْسجِمُ --> مُنسَجِمْ
يَسْتَخْدِمُ --> مُستَخْدِمْ
 



  تمرينات درس چهارم :
1 – عين الجواب الصحيح : جواب صحيح را تعيين كنيد

1. أَمر قارون َ بدفْعٍ دينارٍ لاولئكَ الرّجال لب..... قارون فرمان داد به آن مردان دينار بدهند براي ............
الف) تحقيرهم
ج) تخويفهم
ب) مُساعدتهم
د) بشيرهم

2 . قارون ..... عند نزولُ النداب .
قارون .......موقع نزول عذاب
الف – ساعد الفقراء
ب- قصدالرّجوع عن كُفره
ج – ما قصد مساعدة الفقراء
د – اَنْفقَ اَموالَهُ
 



  2 – اين دو نفر ( شكل 43 كتاب درسي) در كارگاه خود از تابلوي افعالف تعدادي اسم فاعل و اسم مفعول ساخته اند . آيا مي توانيد پيش بيني كنيد كه تابلوهاي بعدي چگونه خواهد بود و به تابلوهاي ساخته شده ، قبلاً چگونه بوده اند؟ فراموش نكنيد كه معني آن را بنويسيد.

  اسم فاعل اسم مفعول
  محسن محمد
شاهد مشاهِد بيننده مشاهَد ديده شده
استخرج مستخرِج استخراج كننده مستخرَج استخراج شده
اعتمد معتمِد اعتماد كننده معتمَد مورد اعتماد
بشَّر مبشِر بشارت دهنده مبشَر بشارت داده شده
ينتظر منتظِر منتظر منتَظَر مورد انتظار
 


  3- ترجم العبارت ثمّ عيّن اسم الفاعل و اسم المفعول : عبارت هاي زير را ترجمه كن و اسم فاعل و اسم مفعول آن را بنويس.
ترجمه متن به عهده دانش آموز : متن تمرين در ص 43 كتاب

اسم فاعل:مجرد:حافظ، طالب، شاكر
اسم فاعل:مزيد:متعذر، متفضّل، منْصِف، مُستسْلِم
اسم مفعول:مجرد:مملوءَة ، محرومين، مظلومون
اسم مفعول:مزيد:مَغْصَبة ، مُسْتَضعفون
 



  كارگاه ترجمه درس چهارم : 1- غلط هاي موجود در ترجمه هاي فارسي را تصحيح كنيد

1 - (قَدْ أفْلَحَ المؤمنونَ ........الذّين هُمْ عن اللّغو مُعرضونَ)
مؤمنان محققاً رستگار شدند
كساني كه از بيهوده دور شده اند (روي گردانند)

2 – مشاورة المشْفق الجاهل خطرًٌ
مشورت كننده ي دلسوز نادان شده خطرناك است.
مشورت كردن با دلسوزان نادان خطرناك است

3 – المُسْتضعفون هم وارثون الارضَ
ضعيف كنندگان همان وارثان زمين هستند
كساني كه ضعيف نگاه داشته شده اند، همان وارثان زمين هستند
 



  پرتوهاي قرآني :
1 – هر يك از كلمات زير را با توجه به معني آيات، در جاي خالي مناسب قرار دهيد: الْمُرسلين ، المكذّبين ، مُبشّرين ، مُنذرين

1. فَبَعَثَ اللهُ النّبين مُبشّرين و مُنذرين (بقره 213)
خداوند پيامبران را بشارت دهنده و بيم دهنده مبعوث كرد

2. فسيرو في الارض فانظروا كيف كان عاقبة المُكذّبين
بنابراين در زمين حركت كنيد و بنگريد عاقبت تكذيب كنندگان چگونه بوده است؟
 



  ب – دوآيه زير را بخوانيد و به سؤالات پاسخ دهيد
يا ايّها النّبيُّ انّا ارسَلْناكَ شاهداً و مبشراً و نذيراً .(احزاب 45)
اي پيامبر ما تو را شاهد و بشارت دهنده و بيم دهنده فرستاديم

و ما نُرلسلُ المرسلينَ الاّ مُبشّرين و مُنذرين (كهف / 56)
و پيامبران را جز بشارت دهنده و بيم دهده نمي فرستيم
سؤال :

1- تفاوت ميان « شاهداً‌، مبشراً » از لحاظ اشتقاق چيست؟
شاهداً اسم فاعل است و از ثلاثي مجرد ساخته شده است لذا مبشّراً اسم فاعل است و از ثلاثي مزيد ساخته شده است.

2 – شباهت « مرسلينَ و مُنذرين » از چه جهتي است ؟
هر دو از ثلاثي مزيد ساخته شده است.
 



  تست كنكوري درس 4 :

1 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) اللهم خلقنا من شرّ هذا الطاغوت : خدايا مرا از شر اين سركش نجات بده
ب) هذه عاقبة المكذّبين . اين سرانجام تكذيب كنندگان است
ج) اللهُ غافِرُ كلّ ذنبٍ . خدا آمرزنده هر گناهي است
د) تفرّعْتُ الي ربّي معتذراً . با التماس به پروردگارم عرض كردم

2 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) ايْتلع : بلعيد
ب) الاجيال : نسل ها
ج) الحافظ : نگهدارنده
د) الصانع : مصنوعي

3 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) الاليم : دردناك
ب) كنَزَ : گمان كرد
ج) الدليل : راهنما
د) صاحب الجلالة : اعلي حضرت

4 – كدام گزينه مشتق است ؟
الف) دفتر
ب) قلم
ج) كاتب
د) لوْح

5 – اسم فاعل از ثلاثي مجرد چگونه ساخته مي شود؟
الف) بر وزن فاعل
ب) با آوردن (مُُ) بر سر مضارع ج) بر وزن مفعول
د) با مكسور كردن حرف ما قبل آخر مضارع

6 – اسم مفعول از ثلاثي مجرد چگونه ساخته مي شود؟
الف) بر وزن مفعول
ب) با برداشتن (ي) از ابتداي فعل مضارع
ج) بر وزن فاعل
د) با آوردن مُب بر سر مضارع

7 – كدام گزينه از روش هاي ساخت اسم فاعل از ثلاثي مزيد نيست؟
الف) از فعل مضارع ساخته مي شود
ب) به جاي حرف مضارع ميم مفهوم (مُ) مي آيد
ج) حرف ما قبل آخر مكسور مي شود
د) از فعل ماضي ساخته مي شود

8- كدام گزينه از روش هاي ساخت اسم مفعول از ثلاثي مزيد نيست؟
الف)‌از فعل مضارع ساخته مي شود
ج) حرف ما قبل آخر مفتوح مي شود
د) به جاي حرف مضارع به مفهوم (مُ) مي آيد
9- كدام گزينه اسم فاعل نيست؟
الف)‌عالَمينَ
ب) طالبينَ
ج) حافظون
د) ناظِران

10 – كدام گزينه اسم مفعول نيست؟
الف) مملوء
ب) مملوءة
ج) ظالم
د) مظلوم

11 – كدام گزينه اسم فاعل نيست؟
الف) مُتفضَّل
ب) مُغْتصبه
ج) مُضفين
د) مُشاهِدون

12- كدام گزينه اسم مفعول نيست؟
الف) مستضعفون
ب) مُنسجم
ج) مخاطبين
د) محكمات

13 – كدام گزينه جمله (فانظروا كيف كان عاقبة .....) را كامل كنيد؟
الف)شاهداً
ب) نذيراً
ج) المكذّبين
َ د) سيروا

14 – كدام گزينه در مورد (شاهد – مُشاهد) صحيح نيست؟
ذ
الف) هر دو اسم فاعل هستند
ب) هر دو از يك ماده (ريشه) هستند
ج) شاهد از ثلاثي مجرد ساخته شده است و مشاهد از ثلاثي مزيد
د) شاهد اسم فاعل است و مشاهد اسم مفعول

15 – كدام گزينه جامد است؟
الف) قاتِل
ب) مَشْمول
ج) مُشْرك
د) عالَم
 

http://www.irib.ir/amouzesh/d/page_sh.asp?key=5&ov=375
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 15:7  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 



  الدرس الخامس : درس پنجم
مُشاهدُ من الحياة البسيطة : جلوه هايي از ساده زيستي

كلمه ها و تركيب هاي تازه
اثَر : ترجيح داد
كسري : لقب پادشاهان ساساني
الأرخصْ : ارزان تر
الْكُمّ : آستين
الْالبسته : جمع لباس ، جامه
السابقون : جمع سابق ، پيشتاز
الامارة : فرمان دهنده
الشفيق : مهربان
البديع : عالي‌، زيبا
قَسمَ : قسمت كرد
البزّاز : لباس فروش
اللاّحِقُونَ : جمع لاحق
البُكاء : گريه
الناصح : نصيحت كننده
الْنباتْ : جمع بنت ، دفتر
غَسَل : شست
تروّحَ : خود را خنك كرد
الْقميص : پيراهن
جفّف : خشك كرد
الشّباب : جواني
الحبْل :‌طناب
صوّر : ترسيم كرد
الحّر :‌گرما
واحُزناه : چه اندوهي
الخَضراء : سبز
هكذا :‌اين چنين
الدقائق : دقيقه
الرّغباتْ : جمع
الرّغبه : شور
السّندس : نوعي پارچه ابريشمي



  قواعد درس پنجم :
ساير انواع مشتق :

1. اسم فاعل
2. اسم مفعول (توضيح داده شد)
3 - اسم زمان : اسمي است كه بر زمان وقوع فعل دلالت مي كند.
4 – اسم مكان : اسمي است كه بر مكان وقوع فعل دلالت مي كند
اسم زمان و مكان هر دو بر يك وزن مي آيد. اسم مكان و اسم زمان بر وزن مَفْعَلْ و مَفْعِلْ مي آيد مانند :
اسم زمان : مَغْرِبْ ، مَشْرِقْ، مَبْدأ
اسم مكان : مَسْجِدْ، مَطْبَخْ ، مسْكَن
5 – صفت مشبهه : بر دارنده صفتي نسبتاً پايدار دلالت مي كند و مانند صفت مطلق يا ساده فارسي است. مهمترين وزن هاي صفت مشبهه عبارتند از :
فعيل : فَعِل ، فَعْل، فَعْلانِ
شريف، كَسَلِ ، صَعْب ، عطشان
6 – اسم مبالغه : بر زياد بودن يك صفت در انسان يا بسيار پرداختن بدان دلالت مي كند مهمترين وزنهاي اسم مبالغه عبارتند از :
فعّال، صيّار، غفّار
فعّالة ، علّامة ، أمارة
7- اسم تفضيل : اسمي است كه نمايانگر كمتر يا زيادتر بودن صفتي در فردي يا شيئي نسبت به ديگري است . اسم تفضيل در زبان عربي معمولاً بر وزن اَفْعَلْ است. اين وزن در جمله هم براي مذكر و هم براي مؤنث بكار مي رود.
حسينٌٍ اكرمُ من رحيمٍ
مريمٌ اَكْرمُ مِنْ فاطمة
اما وزن فُعْلي فقط براي مؤنث بكار مي رود مانند :
حُسْني ، كُبْري، عُظْمي
 



  ويژگيهاي فردي - نقش آن در جمله

بررسي ويژه گيهاي فردي هر كلمه بدون در نظر گرفتن موقعيت آن در جمله در زبان فارسي تجزيه نام دارد و در عربي التحليل الصرّفي
بررسي نقش هر كلمه با توجه به موقعيت آن در جمله در زبان فارسي تركيب نام دارد و در عربي الاعراب سپس بنابراين بايد براي هر كدام از اقسام كلمه در الاعراب و التحليل الصرفي موارد زير را بايد تشخيص دهيم.
اسم : مفرد يا مثني يا جمع ( عدد) – مذكر يا مؤنث جنس – مشتق يا جامد – و نقش اعراب آن در جمله (فاعل، مفعول ، مبتدا….)
فعل : ماضي يا مضارع يا امر، صيغه (غائب ، مخاطب، متكلم ) مجرد يا مزيد …….نقش آن در جمله و اشاره به فاعل آن
حرف : نوع آن و ….
 



  تجزيه و تركيب به ما كمك مي كند كه :

1. هر يك از كلمات را درست بشناسيم
2. موقعيت هر كلمه را در جمله تشخيص دهيم
3. مفهوم جمله را درست درك كنيم
 



  تمرينات درس 5 :
تمرين اول :
1 – در آيات و عبارت هاي زير اسم هاي مشتق به شكل متضاد به كار رفته، آنها را با ذكر نوع مشتق داخل بنويسيد.

1. ( و ما ارْسَلْناك الاَ ……….بشراً و نذيراً )
بشير:صفت مشبهه
نذير:صفت مشبهه

2. (هو الذي خلَقَكُم فمنكم كافرٌ و منْكُم مؤمنٌ)
كافر:اسم فاعل
مومن:اسم فاعل

3. لَوْ عَلِمَ النّاقِصُ بنقصه لكانَ كاملاً
ناقص:اسم فاعل
كامل:اسم فاعل
 



  2 – عيّن نوع المشتق الذي اُشيراليه بخط و اكْتُبُهُ في الجدول : نوع مشتقي را كه با خط مشخص شده معين كن و آزاد در جدول بنويس.
1. (انّ النّفسَ لامارةٌ بالسوء ) همانا نفس فرمان دهنده به بدي است
2. لقَدَ خلقنا الانسانَ في اَحْسَن تقويم ) انسان را به نيكوترين صورت آفريديم
3 ( …. رحمةٌ الله و بركاتُهُ عليكم اهل البيت .« انّهُ حميد مجيد » رحمت و بركت خدا بر شما اهل بيت باد، همانا او ستوده ي سرافراز است .
4 – و لله المشرقُ و الْمغربُ . و مشرق و مغرب از آن خداست

امارة --> اسم مبالغه-->بسيار امركننده
احْسنْ -->اسم تفضيل--> نيكوترين
حميد -->صفت مشبهه--> ستوده
مجيد -->صفت مشبهه--> سرافراز
المشرق -->اسم مكان--> مشرق(خاور)
مغرب -->اسم مكان--> مغرب (باختر)
 



  3 – متن زير را بخوانيد و ترجمه كنيد و نوع مشتق كلماتي را كه زير آنها خط كشيده شده، مشخص كنيد.

قالَتِ الفراشةُ الصّغيرةُ للطبيعة : پروانه كوچك به طبيعت گفت
للوردة الحمراء رائحةً طيبة …… : گلسرخ بوي خوشي دارد………
للشّجرة الخضراء اوراق لطيفةًٌ ….. : درخت سبز برگ هاي لطيفي دارد………
للشّمسِ في الصّباح طلعةُ جميلة ...... : خورشيد در صبح سيماي زيبايي دارد.....
بِلْبلِ صوتٌ عذْبٌ بديع ........ : بلبل صداي دلنشين و عالي دارد
للنّهر مياهٌ صافية و صوتٌ رنّان ......... : رود آب هايي زلال و صداي طنين اندازي دارد
فماذا نزَكْتِ ايّتها الطبيعة للفراشة ٍ ، أنْتبكَ الصّغيرة ؟ :
پس اي طبيعت به پروانه دختر كوچكت چه داده اي ؟
فقالت ايّها الطبيعةٌ ..... : پس مادرس طبيعت گفت :
«للفراشةُ الصّغيرة الحُسنْ و الجمال، ألا تَقْتغين بهذالنصيب؟!» : پروانه كوچك زيبايي و جمال دارد. آيا به اين قسمت قانع نيستي

الصغيرة، لطيفة ، جميلة ، بديع ، صفت مشبهه، رنّان، اسم مبالغه
 



  4 – عيّن الصحيح في التحليل الصرفي للكلمات التي تحتها خطُّ
در تجزيه كلماتي كه با خط مشخص شده اند صحيح را معين كن

رزق اللهٌ ولداً صالحاً . خدا به او فرزند صالحي عطا كرد
رَزَقَ :
الف – فعل ماضي ، للغائبه، مزيد ثلاثي
ب – فعل ماضٍ ، للغائب، مجرد ثلاثي
ج – فعل مضارع ، للمخاطب ، مزيد ثلاثي

صالح :
الف – اسم ، مفرد ، مذكر ، مشتق (اسم مفعول)
ب – اسم ، مفرد ، مذكر ، مشتق ( اسم فاعل)
ج – اسم ، مثني ، مؤنث ، مشتق (اسم مكان)
 



  پرتوهاي قرآني :
الف – در متن درس با كلمه هاي (اَعْلَمْ) آشنا شديد. اكنون ديگر مشتقات از اين ريشه را در آيات زير مشخص كنيد و نوع و ترجمه آن را بنويسيد

1 – انّ اللهَ عالمُ غيبِ السّماوات و الارضِ
همانا خدا داناي غيب آسمانها و زمين است
عالم:دانا

2 – انّك اَنْتَ علاّم ُ الغيوب
همانا تو خود كاملاً داناي غيب ها هستي
علام:بسيار دانا

3 – والّذين في اموالهم حق معلوم للسائل و المحروم
و كساني كه در مالهايشان براي گدا و محروم حق معيني وجود دارد
معلوم:معين
 



  ب – پس از خواندن آيات زير به سؤالات پاسخ دهيد
و اتخذَ اللهُ ابراهيم َ خليلاَ
و هُوَ اللطيفُ الخبير
معني كلمه هاي خط كشيده شده به ترتيب كدام است؟

خليل :
دوست بودن
دوست
دوستي انتخاب مي كند

لطيف :
مهرباني كرد
مهرباني
مهربان

خبير :
آگاه
آگاه كردن
آگاه تر
 



  تست هاي كنكوري درس 5 :

1 – ترجمه ي كدام گزينه صحيح نيست؟
الف)‌هُوََ يتَرّوحُ بكُمِّهِ : او آستينش را خشك مي كند
ب) هلْ عنْدِكَ قميصٌ لي ؟ آيا پيراهني براي من داري ؟
ج) هُوَ يفرِحُ زيارة بنتة فاطمة ؟ او با ديدار دخترش فاطمه خوشحال مي شود
د) و لله المشرقُِ و المغربُ : مشرق و مغرب از آن خداست

2 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) الالبسة : ظرف ها
ب) رنّان : طنين انداز
ج) البديع :‌نو
د) شَطَرَب : احساس كرد

3 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) طلعة :‌سيما
ب) غَسَلَ :‌بهشت
ج) علِمَ ب : پي برد
د ) هكذا :‌بنابراين

4 – كدام گزينه صفت مشبهه است ؟
الف)‌مُرسلين
ب) مشرق
ج) بشير
د) رنّان

5 – كدام گزينه اسم زمان است؟
الف) عظمة
ب) مَغرِب
ج) الحاكم
د ) عطّار

6 – كدام گزينه اسم مكان است؟
الف)‌مطْبخ
ب) غَضبان
ج) امّارة
د) لاحِقُون

7- كدام گزينه اسم مبالغه است؟
الف) اَحْسَنْ
ب) ناصحين
ج) كذّاب
د) مشرِق

8- كدام گزينه اسم تفضيل است؟
الف) اعظم
ب) صغير
ج) معبد
د) مجروح

9- كدام گزينه ترجمه صحيح (لطيف) است؟
الف) مهرباني
ب) مهربان
ج) مهرباني كرد
د) محبت

10 – كدام گزينه ترجمه صحيح (اَفْضَل انسانٍ) است.
الف) انسان برتر
ب) انسان فاضل
ج) فضيلت انسان
د) برترين انسان

11 – كدام گزينه در مورد تجزيه ( تعلّموا) در جمله (تعلّموا القرآن فانّهُ احسنُ الحديث) صحيح نيست؟
الف) فعل امر، ثلاثي مزيد
ب) براي جمع مذكر مخاطب
ج) از باب تفعّل
د) فعل ماضي از باب تفعيل

12 – كدام گزينه در مورد تركيب (الطّالبُ) در جله ( نجَحَ الطّالبُ) صحيح است.
الف) مبتدا و مرفوع
ب) فاعل و مرفوع
ج) خبر و مرفوع
د) مفعول به و منصوب

13 – كدام گزينه در مورد تركيب ( ربيعُ) در جمله (القرآن ُ ربيع القلوب) صحيح است.
الف) مبتدا و خبر
ب) فاعل و مرفوع
ج) خبر و مرفوع
د) جار و مجرور

14 – كدام گزينه در مورد تركيب (بزيارة) در جمله (هوَ يفرحُ بزيارةٍ بنْتةِ فاطمة ) صحيح است؟
الف) مفعول به و منصوب
ب) فاعل و مرفوع
ج) جار و مجرور
د) مبتدا و مرفوع
 

http://www.irib.ir/amouzesh/d/page_sh.asp?key=6&ov=375
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 14:56  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 


  سؤالات امتحانات نوبت اول
نمونه شماره 2 : (بدون پاسخ)



  1 – ترجم بالفارسية

الف) هَبْ لي حُكْماً و الْحِقْني بالصّالحين
ب) نَحْنُ اجْتَمَعْنا هُنا لكتريم تلميذ مثاليّ
ج) انّ عاقبتَ فانتَ المُنصف
د) لماذا لا تبادرون ببناء المستشفي
 



  2 – اكمل الفراغ مناسباً للضمير

 

مضارع(كرم) هم هن هما باب انتما انتن انتم
      افعال      
 


  3 – ترجم الكلمات التالية

بالعربية:
آستين:
گوارا باد :

بالفارسيه :
المألوفة :
لا تجزعي :
 



  4 – اكمل الجدول التالي :

ماضي ماضي منفي مضارع مضارع منفي نهي
    تَصرُخينَ    
 



  5 – عيّن اعراب الكلمات التي اشير اليها بخطٍ

الف) شربَ الطفّل الماء
ب) العلمُ مفيدٌ
 



  6 – وزن كلمات روبرو را بنويسيد :

انتظار
مفْتاح
 



  7 – پاسخ كوتاه بدهيد :

الف) فعل تَضارَبَ ماضي است يا مضارع ؟
ب) باب تفعيل چند حرف زائد دارد؟
ج) ملاك تشخيص مجرد يا مزيد بودن فعل كدام صيغه است؟
د) همزه فعل امردر باب افعال چه حركتي دارد؟
 



  8 – كلمات زير از چه باب هايي هستند؟

يَسْتضعفُونُ
جاهدي
تبسّم
يتعارضُ
 



  9 – اسم فاعل و اسم مفعول بسازيد

ثلاثي مزيد (اعْتَمَد)
اسم فاعل:
اسم مفعول:

ثلاثي مجرد (كَتَبَ)
اسم فاعل:
اسم مفعول:
 



  10 – عيّن نوع المشتق:

بديع :
منجمد:
افْضلْ:
رنّان:
 



  11 – در جمله «انتما تشكرون ربكما» ضميرهاي زير را مشخص كنيد:

الف) ضمير متصل فاعلي
ب) ضمير متصل به هر سه قسم كلمه:
ضمير منفصل :
 



  12 – در جمله زير به جاي هُوَ، أنتَ قرار دهيد و جمله را بازنويسي كنيد و تغييرات لازم را بدهيد.

هُوَ يَشكُرُ ربّهُ  



  13 – عيّن الصحيح في التحليل الصرفي الكلمات الّتي تحتها خطّ
قالت الفراسةُ الصغيرة للطبيعة

قالت :
الف) ماضٍ ، للغائب، مجرد، ثلاثي
ب) فعل مضارع ، للمخاطبة ، مزيد ثلاثي
ج) فعل ماضٍ ، للغائبة ، مجرد ثلاثي

الصغيرةُ : الف) اسم، مثني ، مؤنث ، مشتق
ب) اسم مفرد، مذكر ، جامد
ج) اسم ، مفرد ، مؤنث ( صفت مشبهه)
 



  14 – ترجمه آيات زير را كامل كنيد :

الف) يا ايّهاالناسُ اعْبدوا ربكّم و لذي خلَقَكُمْ
اي مردم ، پروردگار ........را كه ........را آفريده است پرستش كنيد

ب) يا ايّها المدثّر فاَنذر و ربَكَّ فكبّر
اي جامه در سر كشيده، ، برخيز و بيم ده و پروردگارت را .......

ج) و يَخْرُجُ مِنْهُما اللؤلؤ المرجانُ
از هر دو دريا مرواريد مرجان ..............

15 – اُكتب الكلمات التالية مع ضمير « الياء»
أَمرَ
مدرسة
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 14:38  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 


  الدرس السابع : درس هفتم
الهْجرةُ : هجرت

كلمه ها و تركيب هاي تازه :
الْاَحَد : يكتا
طيّبْ : خوب
اَرْجَعَ : بازگردانيد
الغّري : نام يكي از بتهاي قريش
اَقامَ – يقيمُ : به پا داشت
الفُقراء : جمع فقيد
اقامة الصلاة : به پاداشتن نماز
كذلك : همچنين
اَنْزَلَ : فرو فرستاد
اللاّت : نام يكي از بت هاي قريش
التطميع : به طمع انداختن
لما : براي آنچه
التّغذيب : شكنجه
الْمُوحدّ : يكتاپرست
الصّامت : ساكت
هُبَل : نام بتي از كفار قريش
اهلاً و مرحباً : خوش آمديد
اهلا و مرحبا بكم : شما خوش آمديد



  قواعد درس هفتم :

در زبان عربي كلماتي وجود دارند كه موجب ارتباط و اتصال ميان اجزاي جمله مي شوند.
مانند (الذي يجتهد فهو ينجُحُ) كسي كه تلاش مي كند موفق مي شود به چنين كلماتي كه از جنس اسم هم هستند موصول مي گويند.
موصول دو نوع است:
1. موصول خاص
2. موصول مشترك

1 – موصول خاص موصولي است كه براي مذكر و مؤنث همين طور براي مفرد و مثني و جمع صيغه هاي خاص دارد.
مثلاً : براي مفرد مذكر (الذي) به معني ( كه ، كسي كه ، چيزي كه )
براي مفرد مؤنث (التي) به معني (كه ، كسي كه ، چيزي كه )
براي جمع مذكر ( الذي) به معني ( كه ، كساني كه )
براي جمع مؤنث ( اللاتي) به معني (كه ، كساني كه )
موصول در عربي بر حسب ما قبل خود تغيير مي كند مانند :
الطّالبُ الذي يجتهد يَنْجَحُ
الطالبةُ التّي تتْجهدُ تنْجَحُ
الطّلابُ الذين يجتهدون ينجحون
الطالباتُ اللاتي يجْتهدون ينْجَحْنَ

2 – موصول مشترك : موصولي است كه براي مذكر و مؤنث و براي مفرد و مثني جمع يكسان بكار مي رود.
مانند (مَنْ)به معني (كسي كه ، كساني كه ) و (ما) به معني (چيزي كه چيزهايي كه ، آنچه)
 



  تمرينات درس هفتم :
1. اجْعل في الفراغ الموصول َ المناسب :
در جاي خالي موصول مناسب قرار بده
اللاتّي ، ما ، الّتي ، مَنْ، الّذين

1 – الطالبةُ المجتهدة هي الّتي تنجاحُ في درسها .
دانش آموز تلاشگر است كه درويش موفق مي شود( مؤنث)

2 – الاُمّهاتُ هُنَّ اللاتي تعبنَ منِ احْلبنا
مادران هستند كه به خاطر ما زحمت مي كشند
3 – انْفِقْ بما عندك في سبيل الله .
آنچه را كه نزد توست در راه خدا انفاق كن

4 – اِحْترم مَن هو اصغرُ منك . به كسي كه از تو كوچكتر است احترام كن

5 – الذين يعلمون الصّالحات فلهم اجرٌ عظيم .
كساني كه كارهاي شايسته مي كنند پس پاداش بزرگي دارند
 



  2 . اكْمل الفراغ وفق المؤذج
جاي خالي را مطابق نمونه پر كن .
المؤمن هوالذي يتوكّلُ علي الله في الحياة

المؤمنة . هي الّتي تتوكّلُ علي الله في الحياة
المؤمنون . هم الذين يتوكّلون علي الله في الْحياه
المؤمنات هنّ اللاتي يتوكّلنَ علي الله في الْحياة
 



  3. عين الصحيح في ترجمة العبارات التالية . ترجمه عبارت هاي صحيح را معين كن

1 – الحمدُالله الّذي لَهُ ما في السّموات ِ و ما في الارض
حمد و سپاس خداي را كه آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است. از آن اوست.
حمد و سپاس خداي را كه آسمان ها و آن كه در زمين است از آن اوست

2- قَدْ افلَحَ المؤمنون الذين هم في صلاتهم خاشعون
به تحقيق مؤمناني كه در نمازهاشان خاشع و فروتنند، رستگار شدند
رستگار شدگان همان خاشعان و فروتنان در نمازند

3 – العاجزُ مَنْ عَجَز عنْ الكتاب الثّواب
ناتوان كسي است كه از بدست آوردن ثواب عاجز باشد
ناتوان از بدست آوردن ثواب عاجز است
 



  4 – عيّن الصحيح في التحليل الصرفي لكلمات الّتي اشير اليها بخطّ
در تجزيه كلاتي كه با خط مشخص شده اند صحيح را معين كن
(هو الذي اَرْسَلَ رسولَهُ بالهداي)
او كسي است كه پيامبرش را به هدايت (مردم) فرستاد

هو --> اسم - ضمير منفصل - للغائب
الذي-->اسم - موصول خاص - للمفردالمذكر
ارسل--> فعل ماضي - للغائب - ثلاثي مزيد
 



  تست هاي كنكوري درس هفتم :

1 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست ؟
الف) انفِقْ بما عندك في سبيل الله . انفاق كردن در راه خدا واجب است
ب) قتلَ الكّفار السمية بعد التعذيب . كافران سعيد را بعد از شكنجه كشتند
ج) انّ ارض واسعةٌ فاياي فاعْبدون . زمين من وسيع است پس فقط مرا بپرستيد
د) امرالله المسلمين و الملسمات بالهجرة . خدا به مردان و زنان مسلمان فرمان داد كه هجرت كنند

2 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) ارجع : بازگردانيد
ب) اَحَد : يكتا
ج) اَقام َ : برخاست
د) اَنْزَلَ : نازل كرد

3 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست ؟
الف) التطميع : به طمع انداختن
ب) كذلك : چطور
ج) طيّب : بسيار خوب
د) الموحّد : يكتاپرست

4 – كدام گزينه موصول خاص نيست؟
الف) الّذي ، الّذين
ب) اللاتّي
ج) الّتي
د) مَن، ما

5 – كدام گزينه موصول مشترك نيست؟
الف) مَنْ
ب) الذي، الذيّن
ج) ما
د) مَن، ما

6 – كدام گزينه جمله (منَ النساء ...شاركن في الجهاد) را كامل مي كند.
الف) ما
ب) من
ج) الذّين
د) اللاّتي

7 – كدام گزينه جمله (اَنْفق بي عندك في سبيل الله ) را كامل مي كند
الف) ما
ب) من
ج) الذين
د) اللاّتي

8 – كدام گزينه در مورد تجزيه (هُوَ) در جمله (هوََ طالبٌ) صحيح نيست؟
الف) اسم
ب) ضمير منفصل
ج) براي مفرد مذكر غايب
د) ضمير متصل

9 – كدام گزينه در مورد تجزيه (ما) در جمله (اعْمل بما تعلّمتُ) صحيح نيست؟
الف) اسم پرسشي
ب) اسم
ج ) موصول مشترك
د) براي مذكر و مؤنث يكسان است

10 – كدام گزينه در مورد تركيب (الحمدُ) در جمله ( الحمدالله) صحيح نيست؟
الف) خبر مرفوع
ب) فاعل مرفوع
ج) مبتدا مرفوع
د) مفعول و منصوب

11 – ترجمه كدام گزينه صحيح است؟
الف) احبُس قتكَ : با تو نشستم
ب) شاهدوا و هذا المنظر - اين صحنه را مشاهده مي كنند
ج) ما كان عنده ما يدفع دينهُ : چه چيزي داشت تا قرضش را بدهد
د) عمْلتُهُ لا مطمئناتِ نفسي : براي اطمينان يافتن خودم آن را انجام دادم
 

منبع تمام مطالب کتاب درسی و تمرین های آن  =

http://www.irib.ir/amouzesh/d/page.asp?ov=464  و

http://www.irib.ir/amouzesh/d/page_sh.asp?

key=1&ov=375

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 14:38  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 



  درس 6
التّجربة ُ : تجربه

كلمه ها و تركيب هاي تازه :
اَخْبر : خبر داد
الْمُسْتشنْفي : بيمارستان
بادرَ : اقدام كرد
المظلّة : چتر
البحْث : جست و جو
النّواحي : جمع ناحيه
جزعَ : بي تابي كرد
الاعزاز : عزت و احترام
لا تَجزعي : بي تابي مكن
البَردْ : سردي
الحصول : دست يافتن
التعليق : آويختن
الحّروف : دم
الحاذق : ماهر
الذنْب : گوسفند
متأخّراً : دير
راجع :‌مراجعه كرد
المطر : باران
الفارة : موش
القطع : قطعه ، تكه
قطع اللّحم : تكه هاي گوشت
القطّة : گربه
الْكحول: الكل
المؤسفة : اسف انگيز
المجلسُ الاستشاري : مجلس مشاوره
المرض : جمع مريض



  قواعد درس ششم :

ضمير كلمه اي است كه به جاي اسم مي نشيند و از تكرار آن جلوگيري مي كند مانند :
(دوستم را ديدم و به او سلام كردم) و به مربي مانند (رأيتُ صديقي و سلّمتُ عليه) ضمير دو نوع است:
1. منفصل
2. متصل

1 – ضمير منفصل : ضميري است كه به صورت مستقل در جمله بكار مي رود و به كلمه ديگري تكيه نمي كند مانند :‌هو تلميذٌ
2 – ضمير متصل : ضميري است كه در جمله همراه كلمه ديگري مي آيد و به آن تكيه مي كند مانند : هذا كتابُهُ و ذلك دفترُهُ
 

 

منفصل متصل
نوع اول نوع دوم همراه اسم فقط همراه فعل
وفعل و حرف همراه ماضي همراه مضارع همراه امر
هو اياهُ هُ كتب يكتب -
هما - هما كتبا يكتبان -
هم - هم كتبوا يكتبون -
هي - ها كتبتْ تكتب -
هما - هما كتبتَا تكتبان -
هن - هنَّ كتبنَ يكتبن -
انتَ اياكَ كَ كتبتَ تكتب اُكتب
انتما - كما كتبتما تكتبان اُكتبا
انتم اياكم كم كتبتم تكتبون اُكتبوا
انتِ - كِ كتبتِ تكتبين اُكتبي
انتما - كما كتبتما تكتبان اُكتبا
انتن - كن كتبتنَّ تكتبن اُكتبنَ
انا اياي ي كتبتُ اكتبُ -
نحن - نا كتبنا نكتبُ -
 

در اين صيغه ها ضمير مستتر است يعني پنهان است و خود را نشان نمي دهد
در صيغه اول ماضي و مضارع ضمير (هُوَ) مستتر است
در صيغه چهارم ماضي و مضارع (هي) مستتر است
در صيغه هفتم مضارع و امر ضمير (انتَ) مستتر است
در صيغه سيزدهم مضارع ضمير (أنا) مستتر است
در صيغه چهاردهم مضارع ضمير (نحنُ) مستتر است. (در اين صيغه حرف تْ ضمير نيست و فقط علامت مؤنث است)
توجه :‌هنگام اتصال فعل به ضمير (ي) حروف (ن) ميان آن دو آورده مي شود اسم اين (ن) نون وقايه است.
مانند : علّمَ + ي --> علّمني
اُنْصُرْ + ي --> اُنْصرُني
يَنْصُرُ + ي --> يَنْصُرُني
نون وقايه براي نگهداري حركت آخرفعل تغيير نكند
 



  تمرين اول : اكمل الفراغ جاي خالي را پر كن
هوَ شكرَ ربّهُ - هُما شكراً ربّهما - هُمْ شكروا ربّهُم
هي شكرتْ ربّها - هما شكَرتا ربّهما - هنَّ شكرْنَ ربهنَّ
انتَ ........(1) - انتما .......(2)ِ ربّكما - انتُم تشْكرونَ ......(3)
انتَ ......(4) ربّك - .....(5) تشكران ربّكما - ......(6) تشْكرْنَ ربكُنّ
اُشْكر ربّكَ - .........(7) - .........(8)
.........(9) - اُشكرا َربّكما - ...........(10)

(1)تَشْكُرُ ربّكَ
(2)تشكرانِ
(3)ربّكُم
(4)تشكرينَ
(5)انتما
(6)انتنّ
(7)اُشكروا ربّكما
(8)اُشْكروا ربّكمْ
(9)اشكري ربّك
(10)اُشْكُرْنَ ربكُنّ
 



  تمرين دوم :
اكمل الباء و الجحيم وفْقَ مجموعة «أ» : ( ب و ج) را مانند مجموعه (ا) كامل كن

هوَ ناجحٌ
هي ناجحة
هُما ناجحان
ِ هُما ناجحتان
هُم ناجحون
هنَّ ناجحاتٌ
هو مجتهد
هي مجتهدة
هما مجتهدان
هُما مجتهدتان
هُمْ مجتهدون
هنّ مجتهداتٌ
 



  3 – اكمل الفراغ المناسب (منفعل اوْ متصل )

الْمطر ، الْمَطرُ: باران ، باران
البَرْد ! الْبردُ : سرما ! سرما!
ماذا اَفْعلْ يا ربّ ؟ سأذْهبُ الي بيت الفارة . اي پروردگار من ، چه كار كنم ؟ به خانه موش خواهم رفت.
هي تطْرُقُ الباب . او در را مي زند ؟
مَنْ انتِ ؟ تو كيستي ؟ انا القطةُ من گربه هستم
ماذا تطْلبين ؟ چه مي خواهي ؟ اُطْلُبْ مساعدتكَ تفضّلي ، ادْخُلي ، بفرمائيد داخل شويد كيفَ ؟ انا لا اُقْدرُ ؟ چگونه ؟ من نمي توانم
اِصْبري قليلاً . اندكي صبر كن . انتِ تقدرين . تو مي تواني
هكذا ، ادخلي ، اينطور داخل شود .
اُمّا :‌اما
ذنبي، ذنْبي : دُمَمَ ، دمُمَ
بعد َ لحظات ِ . بعد از چند لحظه ، تُرجِعُ الفارةُ مِنْ بيتها بالمطلة
و هما تجلسان تحت المظلة . و آنها زير چتر مي نشينند
 



  4 – اُكتب الكلمات التالية مع ضمير «الياء» :

علّمُ :‌علّمني
بِ : بي
معلّم : مُعلّمي
اُكرَمَ : اكرمني
يَنْصُرُ : ينصُرني
قَلَمْ : قلمي
 



  پرتوهاي قرآني :
الف) نوع ضماير مشخص شده را در آيات زير تعيين كنيد . سپس ترجمه ي ايات را كامل كنيد.

1.(ايّاك نعْبُدُ و ايّاكَ نستعين)
منفصل -منفصل
تنها تو را مي پرستيم و تنها از تو ياري مي جوئيم.

2 . (نحْنُ نقُصُّ عليك اَحْسنَ القصص)
منفصل- متصل
يا نيكوترين سرگذشت را بر تو حكايت مي كنم

3.يا ايّها النّاسُ اعْبدُوا ربّكُمْ الذّي خلَقَكُمْ
متصل - متصل- متصل
اي مردم پروردگارتان را كه شما را آفريده است، پرسش كنيد
 



  تستهاي كنكوري درس ششم :

1- ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) اُطْلبُوهُ باعزازٍ و اكرام : او را با عزت و احترام بخواهيد
ب) رَجعُ الفارةُ من بيتها بالمظلّة : موش چتر را از خانه اش مي آورد
ج) لماذا لا تُبادرون بنباء المستشفي ؟ چرا به ساختن بيمارستان اقدام نمي كنيد؟
د) لا يقدرُ الاطباءُ معالجة هولاءِ المرضي : پزشكان نمي توانند اين مريض ها را معالجه كنند

2 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) القطع :‌تكه ها
ب) الكهول : كهن سال
ج) القطّة : گربه
ج) المؤسف : تأسف بار

3 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) الحُصول علي : دست يافتن
ب) اَخْبَرَ : خبر داد
ج) النواحي : محله ها
د) جَزَعَ :‌مجازات كرد

4- كدام گزينه منفصل است؟
الف) انْتُما
ب) تُنَّ
ج) كُما
د) تُما

5 – كدام گزينه ضمير متصل است؟
الف) أنت َ
ب) انتِ
ج) كُنَّ
د) نحْنُِ

6 – كدام گزينه هم ضمير منفصل و هم ضمير متصل است؟
الف) هُ
ب) هُمْ
ج) ها
د) نَحْنُِ

7- كدام گزينه ضمير متصل فاعلي است؟
الف) ها
ب) هُ
ج) كَ
د) تُ

8 – كدام ضمير هم در ماضي و هم در مضارع و هم در امر مي آيد؟
الف) هو
ب) هي
ج) انّا
د) هُمْ

9 – كدام ضمير همراه اسم و فعل و حرف مي آيد؟
الف) هو
ب) هي
ج) انّا
د) هُمْ

10 – ترجمه كدام ضمير هميشه همراه (را) مي آيد؟
الف) ايّاهُ
ب) اَنْتُنَّ
ج) نَحْنُ
د)هُمْ

11 – كدام گزينه (مفرد مذكر مخاطب) است؟
الف) اَشْكروا ربّكُما
ب) اُشْكُروا ربّكمْ
ج) اُشكُرْ ربّك
د) اُشكري ربّكِ

12 – كدام گزينه (جمع مذكر غايب) است؟
الف) هُوَ شكرَ ربّهُ
ب) هُما شكراَ ربّهُما
ج) هُمْ شكروا ربّهُمْ
د) هُنَّ شكْرنَ ربّهنّ

13- كدام گزينه (متكلم وحده) است؟
الف) هو يَشْكُر ربّهُ
ب) هي تشْكُرُ ربّهما
ج) نَحْنُ نُشكر ربّنا
د) انا اَشْكر ربّي

14 – كدام گزينه (مفرد مذكر مخاطب نيست)؟
الف) شكرْتَ
ب) شَكرْتِ
ج) اُشْكُر
د) تُشْكُرُ

15 – كدام گزينه جمع مؤنث نشيط است؟
الف) نشيطون َ
ب) نشيطانِ
ج) نشيطات
د) نَشيطة
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 14:38  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 


  درس هشتم :
توبة الثّعليبْ : توبه روباه

كلمه ها و تركيب هاي تازه :
اسْتمّر :‌ادامه داد
الكهف : غار
اعْتمدَ : اعتماد كرد
الماكر: حيله گر
بَرَز –ُ : ظاهر شد
خالَفَ : مخالفت كرد
البطْن : شكم
مَشي : راه رفت
بلّغ : رساند
الْمُخطي : خطا كار
بلبغ عني : از جانب من ابلاغ كن
نفَخَ –ُ : دميد
الْجدودُ :‌اجداد ، جمع جدّ
وََعَظَ – يَعِظُ : نصيحت كرد
الدّيك : خروس
سبَّ –ُ : دشنام داد
ذاتَ يوْم : روزي
الصّفدَعَة : قورباغه
ذوي التيّجان : صاحبان تاج
ظنّ –ُ : گمان كرد
رَفَضَ : ركود ، نپذيرفت
الْعارفُ : دانا
عنّي : از جانب من



  قواعد درس هشتم :

در جهان كلمات گاهي به كلماتي برمي خوريم كه در شرايط مختلف، تغيراتي در چهره ي ظاهري آنها پديد مي آيد، در كلمات معيار تغيير، حرف آخر آنهاست. برخي كلمات در زبان عربي با تغيير موقعيت در جمله در جمله حركت حرف آخرشان تغيير مي كند و تعدادي نيز در همه ي موقعيت ها حركت حرف آخر شان ثابت مي ماند.
به كلماتي كه حركت حرف آخر آنها با تغيير موقعيت تغيير مي كند «معرب» مي گويند.
به كلماتي كه حرف آخر آن ها در هر موقعيت ثابت بماند «مبني» مي گويند.
(مانند هذا) : جاءَ هذا
رَأَيْتُ هذا
سَلّمتُ علي هذا
اما كلمات معرب بر اساس حركت حرف آخر آنها به چهار گروه تقسيم مي شوند . حركت حرف آخر كلمات معرب ، اعراب ناميده مي شود.
1. مرفوع : كلمه اي است كه اعراب آن رفع يعني (-ٌ و –ُ) باشد. جاءَ الطّالبٌ .
2. منصوب : كلمه اي است كه اعراب آن نصب يعني (-ً يا –َ ) باشد . رَأَيتَ طالباً
3. مجرور : كلمه اي است كه اعراب آن جر يعني ( -ٍ يا –ِ ) باشد. سلّمْتُ علي طالبٍ
4. مجزوم : كلمه اي است كه اعراب آن جزم يعني (-ْ) باشد. لا تكْتُبْ
 



  گروههاي كلمات مبني :

1. مبني بر ضم : كلمه اي است كه حركت حرف آخر آن هميشه و بصورت ثابت –ُ باشد.
مانند : نحنُ – مُنْذُ - كَتَبوا
2. مبني بر فتح : كلمه اي است كه حركت حرف آخر آن هميشه و بصورت ثابت –َ باشد.
مانند هُوَ – كَتَبَ
3 – مبني بر كسر : كلمه اي است كه حركت حرف آخر آن هميشه و بصورت ثابت –ِ باشد.
مانند :‌اَنْتِ
4 – مبني بر سكون : كلمه اي است كه حركت حرف اخر آن هميشه و بصورت ثابت –ْ باشد.
مانند مَنْ ، اُكْتُبْ
كلماتي مانند : لا ، الي ، عَلي كه حرف آخرشان الف است نيز مبني بر سكون هستند.
و كلماتي مانند : في ، الذي، اللاتي كه حرف آخرشان ي ساكن است نيز مبني بر سكون هستند
 



  كلمات معرب و مبني :

كلمه : حرف – فعل – اسم
حرف : همه حروف مبني اند
فعل: ماضي و امر مبني هستند
فعل مضارع معرب است
اسم : ضميرها ، اسم هاي اشاره ، اسمهاي موصول ، اسمهاي استفهام مبني هستند.
اسم : بقيه ي اسم ها معرب هستند (غير از اسم هايي كه در خط بالا نام برده شده اند)
 



  تمرين اول :
1- اجْعل الكلمات التي تحتها خط في مكان مناسب من الجدول
كلماتي را كه با خط مشخص شده اند در جاي مناسبي از جدول قرار بده .

الف:
1 – العاقلُ مَنْ وعَظَته التّجاربُ
عاقل كسي است كه تجربه ها به او پند آموخته است

2 – هلْ ينْجَحُ الذّين لا يَدْرسونَ ؟
آيا كساني كه درس نمي خوانند قبول مي شوند؟

3 – هم وَجَدوا طريقةَ يحلّ هذه المشكلة
آنها براي حل اين مشكل راهي يافتند

4 – نحْنُ درسْنا و نجَحْنا في الامتحان
ما درس خوانديم و در امتحان قبول شديم

المبني
  علي الضم علي الفتح علي الكسر علي السكون
الاسم نحن الذين هذه من
الفعل وجدوا وعظته _ درسنا
الحرف _ _ لِ هل
 

ب :
1- وَ جعَلْنا من الماء كلّ شيءٍ حيّ
هر چيز زنده را از آب آفريديم

2 - لا تتكاسَلْ فأن طريق العزّ صَعْبٌ
تنبلي نكن پس همانا راه عزت سخت است

3 – هلْ يعْتَمِدَ العاقلُ علي الجاهل ؟
آيا عاقل به نادان اعتماد مي كند؟

المعرب
  المرفوع المنصوب المجرور المجزوم
الاسم صعب كل الماء-الجاهل _
الفعل يعتمد _ _ لا تتكاسل
 



  2- صِلْ كُلّ في العمود الاوّل بما يُناسبها من العَمودُ الثّاني
هر كلمه در ستون اول را به آنچه مناسبش است از ستون دوم وصل كن

 



  3 – عيّنُ الصحيح في ترجمة العبارات التالية .
در ترجمه عبارت هاي زير ترجمه صحيح را تعيين كن

1. اولئك الذين صدقوا و اولئك هم المتّقون
الف. آنان كساني اند كه راست گفتند و آنان همان پرهيزگارانند
ب. اينان كه راست مي گفتند ، همان پرهيزگارانند

2 – فاصبر علي ما يقولُون ُ وسبّحْ بحمدِ ربّك
الف. پس بر آنچه مي گويند : بي تابي مكن، آنان به ستايش پروردگارت تسبيح گويند
ب. پس بر آنچه مي گويند، شكيبا باش و به ستايش پروردگارت تسبيح گوي

3 – اني لما انْزلْتَ اليّ من خير فقيرٌ
الف.همانا من به آنچه از نيكي به سوي فرستي ، نيازمندم
ب.همان من به آنچه فرستادي از خوبي ها نيازمندم
 



  پرتوهاي قرآني درس هشتم :
الف – در آيات زير سه كلمه از يك ريشه هستند، آنها را در بنويسيد .

1. لا تُبْطلوُا صدقاتِكُمْ بالمّن و الاذي
صدقه هاي خويش را با منت گذاشتن و آزار رساندن باطل نكنيد

2. لَهُم اَجْرُ غيرُ ممنونُ
براي آنها پاداش بي منت است

3 – قد منّ الله علَيْنا
خداوند بر ما منت نهاده است.

مّن - ممنونُ - منّ
 



  ب : كدام جمله بيانگر مقابل است؟
لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلولَة الي عَنُقِكَ و لا تبْسُطها كُلّ البَسط :
دستت را بگردنت بسته مدار و آن را كلاَ مگشاي

الا تبعاد عن الافراط و التفريط في الانفاق : دوري از افراط و تفريط در انفاق كردن
عدّمُ الاسراف في الانفاق : زياده روي نكردن در انفاق
عدم التسمر علي الدّنيا : حسرت نخوردن به دنيا
الاتبعادُ عن التّكاسُلِ : دوري از تنبلي
مورد اول صحيح است.
 



  تست هاي كنكوري درس 8 :

1- ترجمه كدام گزينه صحيح نيست ؟
الف) خالفتِ الصّفرعُ و استمرّت :‌قورباغه مخالفت كرد و ادامه داد
ب) و جعلنا منَ الماء كُلّ شي حيّ . هر چيز زنده را از آب آفريديم
ج) اطلبو الدّيك يوذّنُ لصلاة الصُبح :‌از خروس بخواهيد براي نماز صبح اذان بگويد
د) فَمَشي في الارض ينْصَحآ و يَسُّبُ الي الدنيا : پس روزي زمين حيله گران را نصيحت مي كرد

2- ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) العارف : دانا
ب)‌رَفَضَ: رد كرد
ج) ذوي اليتجان : مرغ
د) الدّيك :‌خروس

3- مفهوم كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) به كلماتي كه حركت حرف آخر آنها با تغيير موقعيت تغيير مي كند مصوب مي گويند.
ب) به كلماتي كه حركت حرف آخر آنها در هر موقعيت ثابت بماند مبني مي گويند
ج) تمام صيغه هاي فعل مضارع معرب هستند
د) بعضي از اسم ها مبني هستند

4- مفهوم كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) مبني بر فتح كلمه اي است كه حركت آخرش هميشه فتحه باشد
ب) مبني بر كسر كلمه اي است كه حركت آخرش هميشه كسره باشد
ج) مرفوع كلمه معربي است كه علامت رفع (-ٌ - ُ ) داشته باشد
د) منصوب كلمه ي معربي است كه علامت سكون (-ْ) داشته باشد

5- مفهوم كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) مبني بر ضم كلمه اي است كه حركت آخرش هميشه ضمه باشد
ب) مبني بر سكون كلمه اي است كه علامت اخرش گاهي سكون باشد
ج) مجرور كلمه ي معربي است كه علامت جر ( -ٍ -ِ) داشته باشد
د) مجزوم كلمه معربي است كه علامت جزم ( -ْ ) داشته باشد

6-كدا م گزينه معرب است؟
الف) يكْتُبُ
ب) اُكْتَب
ج) كَتَبَ
د) يكْتُبنَ

7- كدام گزينه مبني است؟
الف) الكتاب
ب) الذّي
ج) تَكْتبين
د) سعيد

8 – وَجَدوا مبني بر چيست؟
الف) فتح
ب) ضمّ
ج) كسر
د) سكون

9 – نجَحْنا مبني بر چيست؟
الف) سكون
ب) فتح
ج) كسر
د) ضمّ

10 – كلمه هاي (لا) و (الّتي) مبني بر چيست؟
الف) فتح
ب) جرّ
ج) ضمّ
د) سكون

11 – اعراب (صَعْبٌ) در جمله (انّ الطريقَ الفرّ صعُبْ) كدام است؟
الف) نسب
ب) جرّ
ج) رفع
د) جزم

12 – در كدام گزينه كلمه منصوب وجود دارد؟
الف) جاءَ الطالِبُ
ب) سلّمْتُ علي الطالب
ج) رَأيْتُ الطالب
د) هوَ لا يتكاسلُ

13 – كدام گزينه در مورد تجزيه كلمه ( هولاء) صحيح نيست؟
الف) اسم اشاره
ب) مبني بر كسر
ج) براي جمع
د) مجرور

14 – كدام گزينه در مورد تجزيه كلمه (اُدْرُسْ) صحيح نيست؟
الف) فعل امر
ب) براي مفرد مذكر مخاطب
ج) مبني بر سكون
د) مجزوم
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 14:37  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 


  درس 9
حُسْنُ العاقبة :‌عاقبت به خيري

كلمه ها و تركيب هاي تازه :
الْال : خاندان
شهد : شهادت داد
اَبْعَدْ : ديد
صدّق :‌تصديق كرد
الاخوان‌: برادر، دوست
عادَ ، يَعودُ : بازگشت
ارْتَعد : ارزيد
غَرُبَ : شيرين شد
استوي : مساوي شد
العطشي تشنه، جمع عطشان
الاسقاط : انداختن
عليْنا : عليه ما
الاشْجَعْ : شجاع تر
الْفتي : جوانمرد
الْقي :‌انداخت
المبين : واضح
ايّ : بلي
الحشيشة : علف خشك
بايع : بيعت كرد
أتي : آمد
الْبّر : نيكي
الطاغية : ستمگر
ثمّ : انجام شد
النعيم : بهشت
الجرّة : كوزه
وزّعَ : تقسيم كرد
الرّووس : جمع رأس ، سر
الفرجْ : گشايش
الرّخاءِ : آسايش
كبّر : تكبير گفت
السّبط : نوه دختري
نحْو : به طرف
سلَّمَ : تسليم شد
المظالِم : ستگري ، جمع مظلمة



  قواعد درس نهم :

جمله دو نوع است : جمله اسميه ، جمله فعليه
جمله فعليه : جمله اي است كه غالباً با فعل شروع مي شود جمله فعليه دو ركن دارد.
الف : فعل
ب: فاعل
فعل : به انجام دادن كاري يا داشتن حالتي در زمان معين دلالت مي كند فاعل همان انجام دهنده كار (فعل) است.
فاعل : در عربي حتماً بايد بعد از فعل بيايد و اگر قبل از فعلي بيايد ديگر فاعل ناميده نمي شود و نام ديگري دارد كه فاعل هميشه رفع مي گيرد و به عبارت ديگر فاعل هميشه دو نوع است و علامت رفع غالباً ( -ٌ يا –ُ ) است.
فعل از جهت ( مذكر و مؤنث) با فاعل خود مطابقت مي كند.
فعل از جهت (مذكر و مؤنث) با فاعل خود مطابقت مي كند.
هر گاه فعل در آغاز جمله بيايدف به آن جمله ي فعليه مي گوئيم.
در صيغه هاي غايب هر گاه فاعل به صورت اسم ظاهر بيايد، فعل به صورت مفرد مي آيد.
هر گاه فاعل به صورت اسم ظاهر نيامده باشد، فعل همراه ضميري مي آيد كه همان ضمير فاعل است
در صيغه هاي مخاطب و متكلم همانند همه زبانها – فاعل به صورت ضمير مي آيد.
مانند : اكتُبُ (انا) – تَكْتبون َ ( و) تكتبين (ي )
به فعل هايي كه معناي آنها با فاعل كامل مي شود، لازم مي گوئيم.
به فعل هايي كه علاوه بر فاعل ، به مفعول نيز نياز داشته باشد متعدي مي گوييم.
مفعول از دو راه تشخيص مي دهيم؟
1. تشخيص از راه معنا
2. تشخيص از راه علامت
قدم نخست براي تشخيص مفعول به همچون ساير نقش ما ، مهم معناي عبارت است. در زبان عربي مفعول به نيز داراي علامتي است كه به وسيله آن مي توان مطمئن شد كه تشخيص ما صحيح بوده و كلمه مورد نظر مفعول به است.
علامت اختصاصي مفعول به معمولاً فتحه ( -َ -ً ) است يعني مفعول به پيوسته منصوب مي باشد.مفعول به معمولاً بعد از فاعل مي آيد.
ضمير منفصل منصوب ( ايّاك و ...) ونيز ضمايز متصل به هر سه قسم كلمه‌، با فعل بيايندف غالباً مفعول به هستند
 



  جار و مجرور :

به حروفي از قبيل مِنْ (از) في (در) الي (به سوي) لي(براي ) علي (بر روي) بِ (با) كَ (مانند) عن (از) حروف جر ، به اسم پس از آنها مجرور و به هر دو جار و مجرور مي گوئيم.
حروف جز تنها قبل از اسم مي آيند.
 



  تمرينها
1. عين الصحيح از النحطا في العبارات التالية : صحيح و غلط در عبارت هاي زير معين كن:

1. قصد الامام (ع) بحركته . اصلاح امّةٍ رسول الله (ص)
امام (ع) با حركتش اصلاح امت پيامبر خدا را قصد كرد
صحيح

2. انّ الساقد قبل توبة «حرّ»
همانا خدا توبه حر را پذيرفت .
صحيح

3 . وصلت قافله الامام (ع) الي الكوفة
كارون امام علي (ع) به كوفه رسيد
غلط

4 . ما ارسل اهل الكوفة الرسائل لدعوة الامام (ع)
اهل كوفي براي دعوت امام (ع) نامه ها نفرستادند
غلط
 



  2 – اكمل الفراغ بالصيغة المناسبة .
جاهاي خالي را با صيغه مناسب پركن

1. يَرفَعُ الْعملُ الصّالحُ درجة الانسانِ . (يَرْفَعُ – تَرفَعُ – يَرفعانِ)
2. العملُ الصالحُ يَرْفَعُ درجة الانسانِ (يَرْفَعْ – تَرْفَعُ – يرفعان)
3. العلمُ و الايمانُ يُقرّبانِ الانسانَ الي الله . ( تُقرّبانِ ، يُقربانِ ، يُقّرِبُ)
4. يُقرّبُ العلمُ و الايمانُ الانسانَ الي الله .( يُقرّبان ، تُقرَبُ ، يُقرّبُ )
5. المؤمنون يُصدقونُ و لا يكذبون‌ابداً . (يُصْدقون َ ، يَصْدُقُ، يصدقانِ)
6. يصدق المؤمنون َ و لا يكذبون ابداً . (يصدقُ - يصدقونَ – يصدقانِ)
7.الاُمهاتُ يتعبنَ انفسهنَّ في تربية الاولاد ِ ( تُتْعبنَ ، تُيعبْنَ ، تَُتْعبُ)
8 – تُتْعِبُ الأمهاتُ انفسهنَّ في تربية الاولاد (تُتْبّعنَ ، يُتْعِبْنَ ، تُتْعِبُ)
 



  3 – املا الجرون من كلمات العبارات التالية .
جدول را از كلمه ها و عبارت هاي زير پر كن
1. يبشرُ الله المؤمنَ برحمته . خدا مؤمن را به رحمتش مژده مي دهد

2. يا موسي .... أخْرجْ قولكَ من الظّلمات الي النّور . اي موسي قوم خودت را از تاريكي ها به سوي نور درآور

3. و ذكُروا نعمة الله عليكم ......
و نعمت خدا را بر خودتان ياد آوريد

4. الْحسنةُ تذهبُ السّمية . نيكي بدي را مي برد

انواع فاعل :
اسم ظاهر --> الله
ضمير بارز --> و
ضمير مستتر --> انت ، هي

مفعول به جار و مجرور :
مفعول به --> المؤمن ، قومُ ، نعمة َ، السّيئةُ
جار و مجرور--> رحمة ، من الظّلمات ، الي النّور ، عليكم
 



  4 – ترجمه هاي زير را به عربي برگردان :

1. علم ، انسان را به خداوند نزديك مي كند.
الْعلمُ يُقرّبُ الانسانَ الي الله

2. وقت نماز رسيده است، الان مي رويم و نماز مي خوانيم .
قَدْ خانَ وقتُ الصّلاة ، نذهَبُ الْآنَ و نُصلّي .

3. آن ها نور حق را نديدند و از حقيقت دور شدند
اولئك ما ابعدوا نور الحقّ و ابْتعدوا عن الحقيقة
 



  پرتوهاي قرآني‌:
الف – در كدام آيه از مشتقات «غفر» بكار نرفته است؟

1. و استغفرالله انّ الله كان غفوراً رحيما .
و از خدا آمرزش بخواه كه او آمرزنده و مهربان است

2. و ما اللهُ بغافلٍ عمّا تعملون
و خدا از آنچه مي كنيد غافل نيست

3. و انأ ادْعوكم الي الغدير الغفار
و من شما را به خداي تواناي بي همتا و آمرزنده دعوت مي كنم
 



  ب: پيام آيه شريفه ي «اتأمرونَ النّاسَ‌ بالبّر و تنسونَ انْفُسَكُمْ » كدام است؟

بايد امر به معروف كرد
انسان بايد به علم خود عمل كند
لزوم نهي از منكر را نبايد فراموش كرد
انسان بايد خود نيكوكار باشد سپس ديگران را به كار نيك سفارش كند
 



  تست هاي كنكوري درس 9 :

1 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) يا حسين بايعٌ انتَ اوْ تُسلّمُ : اي حسين بيعت كن يا تسليم شوي
ب) هذه الكوفة تبْدو منْ بعيد . اين كوفه اصلاً دور نيست
ج) اَضد انتُمْ بعثتُم لي رسائل : پس آيا شما نامها به من نفرستاديد
د) لقد رأيتَ مُدُن َ العالم . شهرهاي جهان را ديده اي

2 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) وزّغَ : تقسيم كرد
ب) علينا : به نفع ما
ج) النّهج : راه
د) النّعيم :‌بهشت

3 – ترجمه ي كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) عَذَبَ : شيرين شد
ب) خَذَلَ : خوار كرد
ج) اي :‌آري
د) الطّاغية :‌آزاده

3-فاعل چه اعرابي دارد؟
الف) نصب
ب) جر
ج) رفع
د) جزم

4 – مفهوم كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) فاعل هميشه اسم ظاهر است
ب) فاعل هميشه بعد از فعل مي ايد
ج) فاعل هميشه مرفوع است
د) هر فعلي فاعلي دارد

6 – مفهوم كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) در صيغه هاي مخاطب و متكلم فاعل به صورت ضمير مي آيد
ب) هر گاه فاعل به صورت اسم ظاهر بيايد فعل به صورت مفرد مي آيد
ج) صمير مستتر با چشم ديده نمي شود و بر زبان هم جاري نمي شود
د) فعل هميشه و از هر جهت تابع فاعل خود است

7 – هر جمله (سافر تشخصًٌ الي بلادٍ كثيرة ) نوع فاعل كدام است؟
الف)‌ضمير بارز
ب) ضمير مستتر
ج) اسم ظاهر
د) اين جمله فاعل ندارد

8 – در جمله (شاهَدَ الرّجُلُِ انواعاً مختلفة من الحياة )مفعول به كدام است؟
الف) انواعاً
ب) الرّجُلُ
ج) من الحياة
د) مختلفة

9 – در جمله (الحسنة تُذْهِبُ السيّئة ) فاعل كدام است؟
الف) تُذهبُ
ب) الحسنة ُ
ج) السّيئة
د) ضميرمستتر هي

10 – كدام گزينه (الطّلابُ.... في الامتحان ) را كامل مي كند؟
الف) نجحَ
ب) نجحوا
ج) نجَحَتْ
د) نَجَحْنَ

11 – كدام گزينه جمله (لأمهاتُ ....مِنْ اجلنا) را كامل مي كند؟
الف) تَعَبْنَ
ب) تَعَبَتْ
ج) تعبْن
َ د) تَعِبَ

12 – در جمله (مسألة ُ اَحدٌ اصدقانه) مفعول به كدام است؟
الف) أمد
ب) اصدقانة
ج) سألَ
د) ضمير«هُ»

13 - در جمله (اُذكروا نعمة الله عليكم) فاعل كدام است؟
الف) نعمةَ
ب) الله ِ
ج) ضمير بارز «و»
د) ضمير مستتر «انتم»
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 14:37  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 



  درس 10
فيه شفاءُ للناس ِ : در آن براي مردم شفاست

كلمه ها و تركيب هاي تازه :
اعْتمَرَ : به شمار آورد
الرّائد : پيش آهنگ
اغْتنمَ : غنيمت شود
الزّيت : روغن
اغْني : غني تر
الشكرياّت : مواد قندي
ضمنَ : ضمانت كرد
البصَلَ : پياز
الطاقة : نيرو
التانّي : درنگ كردن
عطَفَ : عطوفت به خرج داد
التّطهير: ضدعفوني كردن
غفّنَ : برهم گذاشت
تقدّمَ : پيشرفت كرد
الفضائلُ : جمع فضيلت
والتّين : انجير
القيمةَُ الغذائية : ارزش غذايي
الاعجابَ : شگفتي
اللّبن : شير
الاملاح : مواد معدني
المبيد : نابود كننده
تربّي : تربيت شد
مكين : صاحب منزلت
الثّقافة ُ : فرهنگ
الثّقافةُ : فرهنگ
الْممرقّباتِ : پرستار
الجنيّ : تازه چيده شده
المنهاج : راه روشن
سبّبَ : باعث شد
الكُرباتُ الحمراء : گلبول قرمز
سبعون : هفتاد
متّغير : تشخيص داد
الحضارة : تمدن



  قواعد درس دهم :

جمله اسميه : جمله اي است كه غالباً با اسم شروع مي شود و دو ركن دارد
مبتدا، خبر
1. مبتدا : اسمي كه غالباً در ابتداي جمله مي آيد و درباره آن خبر مي دهيم مانند (المؤمن) در جمله (المؤمن صبورُ)
2. خبر : كلمه يا كلماتي است كه غالباً بعد از مبتدا مي آياد و درباره مبتدا خبرمي دهد و معني جمله را كامل مي كند. مانند : (صبور) در جمله المؤمن صبورٌ اعراب مبتدا و خبر هردو رفع است و به عبارت ديگر مبتدا و خبر مرفوع هستند و علامت رفع آنها غالباً ( -ٌ يا –ُ ) است.
خبر معمولاً از لحاظ مذكر و مؤنث از مبتدا تبعيت مي كند.
جاءَ الطالبُ : فعل و فاعل
الطالبُ جاء : مبتدا و خبر

براي يافتن خبر پي بردن به مفهوم عبارت راهگشاست. ترجمه و معناي جمله خبر را مشخص مي كند.

خبر غالباً به يكي از سه صورت زير مي آيد :
1. مفرد (مؤمن صبورٌ)
2. جمله فعليه (المسلمُ يَصْدقُ)
3. جار و مجرور(النجاةُ في الصّدق)

اعراب كلمات مبني ( ضماير، اشاره ، ....) محلي است.
اعراب جمله و شبه جمله نيز محلي است.
بنابراين در مبتدا و خبر، ضماير و اسم هاي اشاره و جمله ها و شبه جمله ها محلاً مرفوع مي باشند.
محلي يا محلاً : يعني كلمه مورد نظر در محلي قرار گرفته كه اعراب خاصي را مي طلبد اما از گرفتن آن ناتوان است.
مثلاً وقتي مي گوئيم : هذا در جمله هذا كتابٌ
محلاً مرفوع است يعني اين كلمه در محلي و موقعيتي واقع شده كه بايد مرفوع مي شد اما از گرفتن اعراب رفع ناتوان است.
 



  تمرين اول ، درس دهم
1 – اجعل الجملة التالية في مكان مناسب من الجدول

1. الحمدالله ِربّ العالمين
2. الرائد لا يكذبُ اهلَه
3. هولاءِ مصابيح الامّة
4. الصدْقُ رآسُ الفضائل
5 – شرف المكان با تمكينٍ

الجله الاسميه
رديف مبتدا خبر نوع خبر
1 الحمد لله جار و مجرور
2 الرائد لا تكذيب اهله جمله فعليه
3 هولاء مصابيح مفرد
4 الصدق راس مفرد
5 شرف بالمكين جار و مجرور
 



  2 – اجعل الفاعل المبتدا فاعلاً و غيرٌ ما يَلْزمٌ
فاعل را به مبتدا و مبتدا را به فاعل تبديل كن و تغييرات لازم را بده

1. يأمُرُ المؤمنون بالمعروفُ .
مؤمنان امر به معروف مي كنند
المؤمنون يأمرُون بالمعروف

2 – يعطفُ الوالدانِ علينا .
پدرو مادر با ما محبت مي كنند
الوالدانِ يعطفان علينا

3 - تجتمعُ المَسلماتُ في المسجد.
زنان مسلمان در مسجد جمع مي شوند
المسلماتُ يحْتمعْنَ في المسجد

4 – المسلمونَ رفعوا اعْلام الحضارة في العالم.
مسلمانان پرچمهاي تمدن را در جهان برافراشتند
رفع المسلمونَ اعلام الحضارة في العالم
 



  3 – ميّز الخطا في كلّ عبارةٍ ثم اكتُب الصحيح ...
اشتباه را در هر عبارت مشخص كن و صحيح را بنويس

1 . الغّرةُ لا يحْصِلُ بالتكاسُلِ.
لا تحْصُلْ / عزت با تنبلي بدست نمي آيد

2 . المُعلّمٌ انبياء اللامّة ِ
المعلّمونَ / معلمها پيامبران ملت ها هستند

3 . حُسنُ الخُلقِ من ثمراتِ الأدبِ
حُسْنُ / خوش اخلاقي از ثمرات ادب است

4 . التواضعُ تَرْفعُ قيفة الانسانِ
يَرْفَعَُ / قيفة / فروتني ارزش انسان را بالا مي برد
 



  5 – اكمل الفراغ في الاعراب و التحليل الصّرفي :
جاي خالي را در تركيب و تجزيه كامل كن

العاقل يغْتَنمُ الفرصة في الحياة
العاقل :‌اسم ، مفرد - مذكر مشتق ، اسم فاعل، معرب / مبتدا و مرفوع و ... الجملة اسميه

يغتنم :‌فعل مضارع - للغائب مزيد ثلاثي - متعدٍ :‌معرب
فعلٌ : مرفوع و فاعله ضمير «هو» المستتر و الجملة فعلّية ٌ و خبر و مرفوع محلاً

الفرصة ٌ : اسم ، مفرد، مؤنث، جامد، معرب / مفعول و منصوب

في : حرف جرّ ، مبني علي السكون

الحياة : اسم مفرد، مؤنث جار و مجرور ، معرب / مجرور به بحرف جرّ / في الحياة :‌جار و مجرور
 



  پرتوهاي قرآني :
1 – در آيات زير كلماتي از ريشه (ظلم) بيان شده است. در كدام مرجع توضيحات صحيح دوباره آنها داده شده است.

1. و مااللهُ يُِريدُ ظلماً للعبارْ . (جامد - مشتق)

2. و من قُتلَ مظلوماً فقد جعلنا لولية سلطانا (اسم زمان - اسم مفعول)

3. و مَنْ اَظْلَمَ ممّن افْتري علي الله كذباً (فعل ماضي - اسم تفضيل)
 



  تست هاي كنكوري درس دهم :

1- ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف)‌اللهٌ انزل القرآن سعادة البشر : خدا قرآن را براي سعادت بشر فرو فرستاد
ب) الدّائدُ الكذبُ اهلَهُ : راهنما نبايد به بستگان دروغ بگويد
ج) الرّطبُ معَ قدحٍ من اللّبن غداءَ كاملُ . خرما با يك كاسه شير غذاي كاملي است
د) اتهربُ القطة ُ من خوفِ فارةٍ : آيا گربه از ترس موش فرار مي كند؟

2 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست.
الف)الهدي : ساده
ب) التّطهير : ضدعفوني كردن
ج) اَغْني : غني تر
د) الشّعْب : ملت

3 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) السكريات ، مواد قندي
ب) الطاقة : نيرو
ج) عطَفَ : محبت كرد
د) المُبيد : واضح

4 – مفهوم كدام گزينه صحيح نيست؟
الف)‌جمله اسميه جمله اي است كه غالباً با اسم شروع مي شود
ب) مبتدا اسمي است كه غالباً درآغاز جمله مي آيد و درباره آن خبري مي دهيم
ج) مبتدا و مرفوع است اما خبر منصوب است
د) خبر كلمه يا كلماتي است كه غالباض بعد از مبتدا مي آيد و درباره مبتدا خبري مي دهد و معناي جمله را كامل مي كند.

5 – كدام گزينه از انواع خبر نيست ؟
الف) مفرد
ب) جمله فعليه
ج) جار و مجرور
د) مثني و جمع

6 – الطّالبُ در جمله (الطالبُ جاءَ) چه نقشي دارد؟
الف) فاعل
ب) مفعول
ج) مبتدا
د) خبر

7 – نوع خبر در جمله (الحمدالله رب العالمين) چيست؟
الف) جار و مجرور
ب) مفرد
ج) جمله فعليه
د) جمله اسميه

8 – نوع خبر در جمله (الرائدُ لايكذبُ اهْلُهُ ) چيست؟
الف) مفرد
ب) جمله فعليه
ج) جارو مجررو
د) جمله اسميه

9 - كدام گزينه جمله (المسلون .... في المسجد) را كامل مي كند؟
الف) اجْتمَعْنَ
ب) اِجْتَمَعَتْ
ج) اِجْتَمَعَ
د) اجْتمعوا

10 – كدام گزينه جمله ( .... المسلمون في المسجد) را كامل مي كند؟
الف) اجْتمَعْنَ
ب) اِجْتَمَعَتْ
ج) اِجْتَمَعَ
د) اجْتمعوا

11 – كدام گزينه در مورد تجزيه نغْتنمُ «جمله (العاقلُ نغتنمُ الفرصة في الحياة) صحيح نيست؟
الف) فعل مضارع، ثلاثي مزيد
ب) ثلاثي مجرد – مبني
ج) براي مفرد مذكر غايب
د) متعدي – معرب

12 – كدام گزينه در مورد تجزيه الفرصة در جمله (العاقلُ نغتمُ الفرصة في الحياة ) صحيح نيست؟
الف) اسم – مفرد
ب) مذكر – مشتق
ج) مؤنث – جامد
د) معرب
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 14:36  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 


  سؤالات امتحاني نوبت دوم
‌نمونه شماره 1



  1- للترجمة (چهار عبارت از پنج عبارت زير را ترجمه كنيد)

الف) نبعثُ رسولا مع هدايا الي حاكم الحبشةِ و نطلبُ منهمْ تسليمُ المهاجرين
ب) يُشَجْع القرآنَ الناس علي الاستفادة من الطيباتِ التي تضمن سلامة الابدان
ج) وزعوا الماءَ عليهم و علينا بالتّساوي و غداً يأتي الفرجُ
د) يا عبادَ اللهِ توبوا / فهو كهْفُ التائبينا
ه‍) فماذا ترَكَت الطيبةُ للفراشة الصّغرةِ : ابنتها الجميلة‌؟
 



  2 – عين الصحيح :

الف)‌نعْلّمْ حسن الاستماع كما نتعلّم حسن الحديث
خوب گوش كردن را .......همانطور كه خوب صحبت كردن را ........
بياموز – آموختي
مي آموزي – آموختي
بياموز – مي آموزي

ب) منْ عذبَ لسانُه كثرا خوانُه
هر كس زبانش شيرين باشد برادرانش (دوستانش) زياد مي شوند.
هر كس زبانش ديگران را عذاب دهد برادرانش (دوستانش) پراكنده مي شوند.

ج) اولئك الذين صوتوا و اولئك هم المتقّون
آنان كساني اند كه راست گفتند و آنان همان پرهيزگارانند
آنان كه راست مي گويند همان پرهيزگارانند


د) پيام آيه «أتامرون النّاس بالبّر و تنْسونَ انفُسَكُمْ» كدام است؟
بايد امر به معروف كرد
انسان بايد به علم خود عمل كند
لزوم نهي از منكر را نبايد فراموش كرد
انسان بايد خود نيكوكار باشد و سپس ديگران را به كار نيك سفارش كند
 



  3- الف) ترجم كلمتين من هذه الكلمات :( تنها دو كلمه از كلمات زير را ترجمه كنيد)
الشّفيق - اسجع - الصُرضّات - الاسقاط

ب) اكتب الكلمة المطوبة
متضاد (كافر) - مترادف (رثوم)



  4 – اكمل الفراغ بالكلمة المناسبة

الف) وعدَ اللهُ .........بالنّصر (المؤمنُ – المؤمنِ – المؤمنَ)
ب‌) و المؤمنون و لا يكذبون ابداً ( يصدقُ – يصدقونَ – يصدقانِ)
ج) احسنِ الي .... كما احسنَ لاله اليك (الناسُ – الناسَ – الناسِ)
د) دَخَلوا في بلادي خفي امنٍ و راحةٍ ( الذين – الذي – الّتي)
ه‍) هُم .....باموالهم و انفسهم (يُجاهدُ – يُجاهدْتََ – يجاهدونَ)
و) اسم موصول .......براي كلمه مفرد مذكر و اسم موصول ........براي كلمه جمع مؤنث بكار مي رود.
 



  5 – للتعريب (يكي از دو جمله زير را به عربي برگردانيد)

مسلمانان براي كاري مهم در مسجد جمع مي شوند
مؤمنان روز زندگي به خدا توكل مي كنند
 



  6 – الف) الكمل الفراغ بالضمير المناسب

مشغولون بمطالعة درس..... و ..... تُكفرونُ في الامتحان
ما مشغول مطالعه درسمان هستيم و شما به امتحان فكر مي كنيد

ب) اكمل الجملة التالية
الطالبة المجتهدة هي التي تنجَحُ في درسها = الطالبُ المجتهدُ هو ..... في درس....

ج) اكمل احدي المملتين بالصيغة المناسبة ( يكي از دو جمله زير را با صيغه مناسب فعل كامل كنيد)
يا ايّها النّبي ......الكُفّارَ المنافقين (فعل امر من «جهد» من باب مفاعله)
.... اويسٌ منْ موضع الشّمس (فعل مضارع من «فشُ» من باب تفعيل)
 



  7 – الف) عين المبتدا و الخبر ( در يكي از جملات زير مبتدا و خبر را مشخص سازيد)

شرف المكان بالمكين
خيرالامور اوسطها

ب) اجعل احدي الحملتين جملة فعلية ( يكي از دو جمله اسميه زير را تبديل به جمله فعليه نمائيد)
المؤمنون يأمُرون بالمعروفِ
التلميذ تانِ ساعدتا امّهما

ج) ترجم العبارات و عيّن نوع الخبرين فيها
يا كميلُ ، العلم خيرٌ من المال ، العلمُ يُحرسك.
 



  8 – عين نوع المستقلات التي اشير اليها بخطّ

قال زكريا (ع) و المنكرات شايعة و انا شيخُ كبير السّن  



  9 – اجعل الكلمات التي تحتها خط في الجدولِ واذكر حركتها

هو وجد طريقة محل هذه المُسلكة

كلمه حركت
معرب مبني
  هو مبني بر فتح
     
     
 



  10 – الف) صحح الاخطاء في الاعراب :
العاقل يغتَنمُ الفرصة الحياة

العاقل : فاعل و مرفوع
الفرصة : مفعول و مجرور
يغتنم : فعل ماضٍ منصوب

ب) للتحليل الصرفي (يكي از دو كلمه ي زير را تجزيه كنيد)
العاقل =
يغْتنم =
 



  11 – عين اعراب الكلمات التي تحتها خط
ارسل اهلُ الكوفة الرسائل لدعوة الامام (ع)

مبتدا خبر فاعل مفعول به مجرور به حرف جر
         
 



  12 – اقرأ النّص واجب عن الاسئلة
خضَر الورد الصلاة الجُملة و حينما شاهدَ اميرالمؤمنين يتروَحُ بكمه سألَ والدهُ : هلْ يشْعر اميرالمؤمنين بالحرّ الشّديد اجابَ والدِهُ : لا، بلْ ، هوَ يُخَفّفُ قميصه . هوَ غسلة قبل حضورة الصّلاة .

الف) ما ذا عمل اميرالمؤمنين اثناء الصلاة ؟
ب) منَ حفرَلصلاة الجمعة؟
ج) هلْ شعرَ اميرالمؤمنين بالحّر الشّديد؟
د) مَنْ غَسَلَ قميصِهُ قبلُ حضورهِ الصّلاة
ه‍) ترجم الكلمتين (ترجمه دو كلمه زير را با توجه به متن بنويسيد)
كمّ =
يَشْعر ﺑِ=
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 14:35  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 

  درس اول :  ياد آورﻯ

  اين درس شامل يادآورﻯ دروس دوره ﻯ راهنمائـﯽ مـﯽ باشد كه در نوع خود اساسـﯽ و با اهميت است . به تفكيك انواع

كلمه (اسم . فعل . حرف) ، هر يك را مورد بررسي قرار مي دهيم.

 

  1. اسم

   تمرين

  2. فعل

   تمرين

 3. حرف

   تمرين

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  1. اسم:

  كلمه اﻯ است كه بر موجودات جاندار و بـﯽ جان اطلاق شده و عارﻯ از هر زمان و صيغه اﻯ است.

 

                              ال     الكتاب    

  علامت هاﻯ اسم:         تنوين     كتابٌ

                              پذيرفتن نقش اضافه (مضاف واقع شدن)     كتابُ عليّ

  ** : بايد توجه داشت كه :  هيچيك از اين سه علامت ، با هم در اسمـﯽ جمع نمـﯽ شوند . به عبارتـﯽ ديگر ، يك اسم

نمـﯽ تواند هم تنوين داشته باشد و هم " ال" ، يا هم مضاف باشد و هم " ال " يا تنوين بگيرد .

     اين نوع از كلمه ( اسم ) تقسيم بنديهاﯼ خاصّ خود را دارد .

                                                                عـلامـت                      مثال

                        مفرد                                                    كتاب ، محمّد ، مدرسة

                

  از نظر تعداد       مثنـﯽ                                 ان ِ ،  َ يـن ِ         كتابان ِ ، كتا بَـيـْن ِ

                                    سالم مذكر                ونَ ، يـنَ           معـلـّمونَ ، معـلـّميـنَ

                        جمع       سالم مؤنـث                 ات                      معـلـّـما ت

                                    مكسّـر                                           كتاب          كتـب

 

 

                                    حقيقـﯽ             رَجُـل ، ديك ، محمّد

                        مذكر

                                    مجازﻯ               قلم ، دفتر ، باب

  از نظر جنس

                                        حقيقـﯽ            فاطمة ، امرأة             

                       مؤنث           مجازﻯ         مـِـسْطـَرَة ، شجرة

                                         معنوﻯ         أم ، زينب ، شمس

                                        لفظـﯽ           مصطفـﯽ ، حمزة

    

 

 

 

   توجه :

      1.« ن » در مثنـﯽ و جمع مذكر سالم در حالت اضافه حذف مـﯽ شود.

 مانند: معـلمونَ المدرسة             معـلمو المدرسة         و       كتابَـيـن ِ عليٍّ              كتابَيْ عليّ 

     2. اسم ، هر سه حالت فتحه ، ضمه و كسره را مـﯽ پذيرد .

     3. بعضـﯽ از ديگر مشخصات اسم را در درس هاﻯ آينده مـﯽ آموزيم .

   

   تمرين اسم :

    الف ) عين المفرد و المثنـﯽ و الجمع في العبارات التالية :

1.    « إنّـما المؤمنونَ إخوة ٌ فأ صْـلـِحوا بين أخَوَيـْكم . »

2.    الإيمانُ قولٌ و عملٌ و هما أخَـوان ِ شريكان ِ .

3.    « لقد أنزلـْنا آياتٍ مُـبَـيـِـّنـاتٍ .»

4.    مَن اسْـتوﻯ يوما هُ فهو مَغـْبـونٌ .

    ب) اكتب المفرد لهذه الجموع :

      أموات :                          أحياء :                             أمانات :                          أحرار:

      أسرار :                          قبور :                             الكافرون :                        أوليا ء :

      بُغا ة :                           مصارع:                           صدور :                          إ ِ خْوان :

     مَطامـِع:                          نائبات :                            ألـْسـِنـَة :                          عُقول :

                                        مَعا شـِر:                           بُـروق :

    ج) غـيّـرالجمل التالية إلـﯽ المثنـﯽ :

   1. الصَّـديقُ الوَفـيّ ُ يُـساعـِدُ  صَديقَـهُ .

   2. الطالبُ الذ ََّكيّ ُ لايـَقـْضـي وَقـْتـَه بالبـَطالـةِ .

   3. صفوفُ المدرسةِ كبيرة ٌ.

    د) عين المذكر والمؤنث و أنواعهما و اذكر علامات التأ نيث :

   1. إن النفسَ لأمّارة ٌ بالسّـوءِ .

   2. كلمة الله هي العـُلـْيا .

   3. الدنيا ساعة ٌ فاجْعَـلوها طاعة ً.

   4. إن شمسَ الهداية ِ تـُـشرقُ مِـن بيتِ فاطمة الزهراء ( س) .

   5. كان حمزة عمَّ رسولِ الله (ص).

 

 

   2. فـعـل :

   كلمه اﻯ است كه داراﻯ زمان و صيغ مشخصـﯽ است .

                      

                            ماضـﯽ : بر گذشته دلالت دارد .

                           مضارع : بيانگر حال وآينده است .

  از نظر زمان

                            امر : با آن انجام كارﻯ را از كسـﯽ مـﯽ خواهيم .

                           نهـﯽ : بوسيله ﻯ اين فعل ، عدم انجام كارﻯ را از كسـﯽ مـﯽ خواهيم .

 

   اصل زمان فعل ، سه زمان ماضـﯽ ، مضارع و امر است . البته گاهـﯽ نهـﯽ هم به آن اضافه مـﯽ شود . اما در جمله بنديها زمانـﯽ پيش مـﯽ آيد كه اين افعال در تركيبـﯽ با افعال ديگر قرار مـﯽ گيرند و مفهوم جديدﻯ مـﯽ يابند . از جمله

ماضـﯽ بعيد، استمرارﻯ و ... كه به اينها عنوان "معا دل" تعلـق مـﯽ گيرد . مانند :  معادل ماضـﯽ بعيد و ... زيرا  در 

مفهوم و ترجمه ﻯ فارسـﯽ چنين است ، نه اينكه زمان فعلش در زبان عربـﯽ تغيير كند .

  ماضـﯽ بعيد : كان + ( قد ) + فعل ماضـﯽ

  مثال :        كان قد ذهب ( يا ) كان ذهب  :  رفته بود .

  ماضـﯽ استمرارﻯ : كان + فعل مضارع

  مثال :       كان يذهب : مـﯽ رفت

     1. البته مـﯽ تواند بجاﻯ كان ، فعل ماضـﯽ بيايد .          2. فاعل مـﯽ تواند بين كان و فعل اصلـﯽ قرار گيرد .

 

   توجه  (1) :  

    تمام اين زمانها داراﻯ 14 صيغه ﻯ غائب و مخاطب و متكلمند ، غير از امر كه فقط 6 صيغه ﻯ مخاطب دارد . با صيغه هاﻯ ديگر امر ، طور ديگرﻯ عمل مـﯽ كنيم كه تأ كيدﻯ را برسانيم و در سال دوم به آن خواهيم پرداخت . به اين 8 صيغه ﻯ باقيمانده ، مضارع مجزوم به لام امر  گفته مـﯽ شود . البته بعضـﯽ به اشتباه (يا شايد براﻯ اينكه دانش آموز در فهم مطالب دچار مشكل نشود ) به آن امر غائب مـﯽ گويند .

 

   توجه (2):

  الف ) افعال مضارع ، تمام حركات را مـﯽ پذيرند ، غير از كسره كه مختص اسم است يعنـﯽ فتحه ، ضمه و ساكن .

  ب ) حالت جزم مخصوص فعل است .

 

 

  در اينجا نمونه اﻯ از صرف فعل را  در زمانهاﻯ مختلف نشان مـﯽ دهيم :

 

ماضـﯽ

مضارع

امر

نهـﯽ

مفرد مذكر غائب

( للغائب )

ذهَـبَ

يَـذهَـبُ

--------

لا يَذهَـبْ

(آن يك مردنبايدبرود)

مثناﻯ مذكر غائب

( للغائبـَيـْنِ )

ذهَـبا

يـذهـبانِ

--------

لا يَذهَـبا

(آن دو مردنبايدبروند)

جمع مذكر غائب

( للغائبـيـنَ )

ذهَـبُوا

يـذهـبـونَ

--------

لا يَذهَـبوا

(آن مردان نبايدبروند)

مفرد مؤنث غائب

( للغائبة )

ذهَـبَـتْ

تـذهـبُ

--------

لا تذهَـبْ

(آن يك زن نبايدبرود)

مثناﻯ مؤنث غائب

( للغائبـَتـَيـْنِ )

ذهَـبَـتا

تـذهـبانِ

--------

لا تذهَـبا

(آن دوزن نبايد بروند)

جمع مؤنث غائب

( للغائبات )

ذهَـبـْنَ

يـذهـبْـنَ

--------

لا يَذهَـبْـنَ

(آن زنان نبايد بروند)

مفرد مذكر مخاطب

( للمخاطب )

ذهَـبـْتَ

تـذهـبُ

ِاذْهَـبْ

لا تذهَـبْ

( تو يك مرد نرو)

مثناﻯ مذكر مخاطب

( للمخاطبـَيـْنِ )

ذهَـبـْتما

تـذهـبانِ

ِاذهَـبا

لا تذهَـبا

( شما دو مرد نرويد)

جمع مذكر مخاطب

( للمخاطبـيـنَ)

ذهَـبـْتم

تـذهـبـونَ

ِاذهَـبوا

لا تذهَـبوا

( شما مردان نرويد)

مفرد مؤنث مخاطب

( للمخاطبة )

ذهَـبـْتِ

تـذهـبينَ

ِاذهَـبي

لا تذهَـبي

(تو يك زن نرو)

مثناﻯ مؤنث مخاطب

( للمخاطبَـتـَيـْنِ )

ذهَـبـْتما

تـذهـبانِ

ِاذهَـبا

لا تذهَـبا

( شما دو زن نرويد)

جمع مؤنث مخاطب

( للمخاطبات )

ذهَـبـْتـُنَّ

تـذهَـبْـنَ

ِاذهَـبْنَ

لا تذهَـبْـنَ

( شما زنان نرويد)

متكلم وحده

( للمتكلم وحده )

ذهَـبـْتُ

أذهَـبُ

--------

لا أذهَـبْ

( من نبايد بروم)

متكلم مع الغير

( للمتكلم مع الغير )

ذهَـبـْنا

نـذْهـبُ

--------

لا نـَذهَـبْ

( ما نبايد برويم)

 

   تمرين فعل :   

  الف ) عين الأفعال و أنواعها في هذه العبارات :

1.    « أحْـسِـنْ كَما أحْـسَنَ اللهُ إليـك .»

2.    « و لـَـئـنْ سَأ لـْتـَهم مَنْ خَلـَقَ السّمـواتِ و الأرضَ لـَيـَقـولـنَّ اللهُ . »

3.    « إنّا أنزلـْناه قرآناً عربياً لعَـلـَّكم تعـْقِـلونَ . »

4.    « و إذْ قال لـقمانُ لابنِهِ و هو يَعـِظهُ يا بُـنـَيَّ لا تـُشـْرِكْ باللهِ إنَّ الشركَ لـَظلـمٌ عظيمٌ . »

5.    « يَسْأ لونكَ ما ذا يُـنـْفِـقـونَ قـُلِ العَـفـوَ . »

6.    « فا نـْظـرْ إلـﯽ آثارِ رحمةِ اللهِ كيفَ يـُحْيي الأرضَ بَعْـدَ مَـوْتـِها .»

7.    « وَوَصَّـيـْنا الإنسانَ بوالديهِ حُسْـناً و إنْ جاهَـداكَ لـِتـُشـْرِكَ بي ما ليس لكَ به عِـلـمٌ  فـَلا تـُطِعـْهُـما .»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  3. حرف :

  كلمه اﻯ است كه به تنهايـﯽ معناﻯ خاصـﯽ ندارد و با كلمه يا كلمات قبل و بعد از خود ، مفهوم مـﯽ يابد . مانند :  في ،

إلـﯽ ، عَـلـﯽ ، مِـن ، ماﻯ نفـﯽ ، ال و .....

                                    عامـل

  حروف به دو قسمت                          تقسيم مـﯽ شوند .

                                    غير عامل

 

   حروف عامل : حروفـﯽ هستند كه بر اعراب كلمه ﻯ بعد از خود تأثير مـﯽ گذارند ؛ و عبارتند از :

   الف) حروف جر ، كه قبل از اسم مـﯽ آيند و آن را مجرور مـﯽ كنند .

         مانند : في ، إلـﯽ ، علـﯽ ، مِـن ، عَن ، حتـﯽ ( اگر قبل از اسم بيايد . ) ، بـِ ، لـِ ، كـَ و ...

    ب) حروف ناصبه ، كه قبل از فعل مضارع مـﯽ آيند و آن را منصوب مـﯽ كنند .

         و عبارتند از : أنْ ، لـَنْ ، كَـيْ ، إذَنْ ، حتـﯽ ( قبل از فعل مضارع ) ، لِـ ( قبل از فعل مضارع ) .

    ج) حروف جازمه ، كه قبل از فعل مضارع مـﯽ آيند و آن را مجزوم مـﯽ كنند .

        و عبارتند از : لـَمْ ، لمّـا ، لـِ ( لام امر ) ، لاﻯ نهـﯽ [ كه اين حروف ، يك فعل را مجزوم مـﯽ كنند .] و إنْ ، مَـنْ، ما [ كه دو فعل را مجزوم مـﯽ كنند . ]

   حروف عامل ديگرﻯ نيز داريم كه در سال هاﻯ آينده به آن خواهيم پرداخت . إن شاء الله .

   حروف غير عامل : حروفـﯽ هستند كه هيچ تأثيرﻯ بر كلمه ﻯ بعد از خود ندارند . مانند :

    الف) حروف عطف ، مانند : وَ ، فَـ ، ثـُمَّ ، لكنْ ، بَلْ ( به معنـﯽ بلكه ) ، أوْ ، لا ( در بعضـﯽ جمله ها به معنـﯽ نه اين و نه آن ) و ...

   ب) حروف نافيه ، مانند : لا (معمولاً قبل از فعل مضارع ) ، ما ( معمولاً قبل از فعل ماضـﯽ) ، إنْ (به معنـﯽ نيست).

   ج) حروف استفهام ، كه عبارتند از : أ ، هل . 

    د) حروف استثناء ، كه عبارت است از : إلا .

    و بعضـﯽ حروف ديگر كه در بحث ما نمـﯽ گنجد .  

 

 

   تمرين حرف :

      عين أنواع الحروف في العبارات التالية :

1.    « اِذْهَـبْ أنتَ و أخوكَ بآياتي و لا تـَنـِيا في ذكْـري . »

2.    « يُـنـَـزِّ لُ الملائكة َ با لروح ِ مِـنْ أمْـرهِ عـَلـﯽ مَنْ يَـشاءُ مِـنْ عِـبا دِهِ  أنْ أنـْذِروا أنـّه لا إلهَ إلـّا أنا فا تــّقـون ِ . »

3.    « يا أيها الذين آمنوا اسْـتعينوا بالصبر و الصلاة . »

 

منبع:کتاب درسی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 21:6  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 

کتاب تمرین گل واژه مجموعه سوالات امتحانی طبقه بندی شده عربی (1): سال اول آموزش متوسطه

منبع:

www.adinebook.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 20:58  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 

باسمه تعالی

آزمون                         عربی 1 الدرس الأول                                 شهرستان سرخس

نام و نام خانوادگی                 کلاس اول شعبه                               آموزشگاه

 

لازم است دانش آموزان عزیز قبل از پاسخ به معنی واژه های زیر توجه کند !

 

عَیِّن : مشخص کن        الخطأ : اشتباه      المرادفة: مترادف  

   الفراغ: جای خالی       أی : کدام

 

1-عین الخطا:

1) فریاد زدند: صرخن                                2) نخندیدند: ماضحکوا

3) راست می گوییم: نصدق                           4) ستم نکنید: لاتظلمون

2-عین المتضادة :

1) القول: الصدق                                         2) العسر : الیسر     3)جعل : رجع                                              4)لا تیأس : لا تقنط

3-عين المرادفة:

1) جوانح : جوارح                                      2) النعم : النقم

3) قو : أشدد                                               4) صادقين

4-عين نوع الفعل في الآیة الشریفة : ( لا تعبدوا إلا الله)

1) ماضی         2) المضارع للنهی       3) أمر        4) مضارع للنفی

5-عین الخطا:

1) والدین : مثنی                         2) صادقین : جمع سالم للمذکر 

3) تلامیذ : جمع مکسر                  4) أموات : جمع سالم للمؤنث

6-فی أی عبارة جاء المفعول به ؟

1) ذهب الطالب                            2) العلم مفید

3) الطفل شرب الماء                      4)الکتاب علی المنضدة

7-عین للفراغ ضمیرا مناسبا: ( .... مسلمون )

1) نحن          2)هن            3) أنتن              4) هما

8-عین الخطا :( العلم خیر من المال . العلم یحرسک و أنت تحرس المال)

1) العلم : مبتدا                             2)المال: مجرور به حرف جر

3) تحرس : خبر                            4) خیر : فاعل

9-عین الصحیح :

1) ذلک تلمیذة                              2) هذه کتاب

3) هؤلاء : مؤمنات                        4) هذان ناجحان

10-عین الصحیح :

1) تکتبین : فعل مضارع ، للمخاطبات

2) انصروا : فعل أمر ، للمخاطبین

3) اجلسن : فعل امر، للغائبات

4) کتبنا: فعل ماض ، للمتکلم وحده

11-عین مضارعا للنفی:

1) لا تکتبن          2) لا تذهبوا           3)لا تقربان       4)ما نصروا

12-عین الخطا :

1) هن تشربن                                   2) انت تدرسین

3) أنتن تتعبن                                    4) نحن فتحنا

13-ای جمع ، مفرده خطأ ؟

1) الأمراض : المریض                         2) المیاه : الماء

3)النعم : النعمة                                   4) الرسل : الرسول

14-أی العبارات فیها اسم مثنی ؟

1) احب العالمین وهم یعلمون من أجل التقدم

2) استقبل الزائرین الذین یعملون من أجل تقدم البلاد

3) إن الصادقین ناجحون فی الحیاة

4)رأیت المسافرتین وهما جالستان فی غرفة النتظار

15-عیّن المناسب للفراغ : « الطالبات ...........»

1) جلست       2) جلستا         3) جلسن              4) جلسوا

16-من « یعرف » ، للمخاطبة ؟

1) یعرفون        2) تعرفن        3) یعرفن             4) تعرفین

17-ماهو المناسب للفراغ ؟: « ربنا... لطاعتک»

1) وفقک          2) وفقنا          3) وفقته              4) وفقکم

18-عین الترجمة الصحیحة : « اشدد علی العزیمة جوانحی»

1) اعضای بدن را بر عزمی محکم استوار بدار

2) اعضای بدن مرا بر عزمی راسخ استوار بدار

3) اعضای بدن مرا محکم و استوار بدار

4) اعضای بدن ما را بر عزمی راسخ یاری کن

19-عین الترجمة الصحیحة :

1) ( سیجعل الله بعد عسر یسرا) خداوند پس از سختی آسانی قرار میدهد

2) لا تبحثوا عن عیوب الناس . در مورد عیب های مردم بحث نکنید

3) ( ارکعوا و اسجدوا واعبدوا ربکم ) رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را بپرستید.

4) قو علی خدمتک جوارحی. اعضای بدن مرا برای خدمت توانمند کن

20-عین التعریب الصحیح : « ما میدانیم و شما خواهید دانست»

1) نحن نعلم و أنتم ستعلمون

2) نحن نعلم و أنتم تعلمون

3) نحن سنعلم و أنتم تعلمون

4) نحن علمنا و أنتم ستعلمون

 

منبع:search google

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 20:52  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 

زبان عربی يا زبان تازی ، بزرگ‌ترین عضو از شاخه زبان‌های سامی است. و با زبان‌های عبری و آرامی همخانواده‌است.این زبان دارای 42 صیغه میباشد که 14 تای ان ماضی و 14 تای بعدی مضارع و14 تای بعد از آن آینده می باشد.

عرب‌ها این زبان را «لغة الضاد» نیز می‌نامند زیرا تنها زبانی است که دارای ضاد صامت است. (در زبان آلبانیایی پس از پذیرش اسلام و نفوذ زبان عربی، حرف ضاد وارد آن شد.)


فهرست مندرجات

شمار گویشوران

شمار کسانی که عربی را همچون زبان مادری به کار می‌برند کمتر از ۲۰۰ میلیون تن است و بر روی هم در جهان کمابیش ۲۰۰ میلیون تن به عربی می‌توانند سخن بگویند.[نیاز به ذکر منبع]

 مکان تکلم

محدوده جغرافیایی را که گویشوران زبان عربی در آن اکثریت را دارند جهان عرب می‌نامند که شامل بیش از ۲۰ کشور می‌شود که از خاورمیانه آغاز شده و تا افریقای شمال غربی ادامه می‌یابد.

 گویش‌ها و لهجه ها

مقوله زبان عربی بر مجموعه زیادی از گویش‌ها و لهجه‌های مختلف دلالت می‌کند که به طور کلی به سه بخش تقسیم می‌شود:

  • عربی کلاسیک یا قرآنی،
  • عربی استاندارد یا فصیح و یا کتابی
  • عربی محاوره‌ای یا جلفی و یا دارجة

در تمام کشورهای عربی لهجه استاندارد جهت تدریس در مدارس و تألیف کتاب‌ها و جراید به کار برده می‌شود.

اما هر منطقه از دنیای عرب، گویش محلی خاص خود را دارد که گاه تفاوت‌های مابین آنها به حدی است که عرب‌ها مجبور به تکلم به عربی کتابی با هم می‌شوند. دلیل وجود تعدد گویش‌ها و لهجات در زبان عربی را تأثیر زبان‌های پیشین موجود در آن مناطق قبل از تسلط زبان عربی بر آن منطقه‌ها دانسته‌اند. در حالت کلی عربی محاوره‌ای را به دو بخش خاورمیانه‌ای و مغربی تقسیم می‌کنند اما به طور دقیق تر عربی دارای ۴ گویش زیر است که هر کدام خود دارای لهجات متعددی است.

از این میان عربی مصری به عنوان گویش محاوره‌ای زبان دوم مشترک بین تمام عرب زبانان به کار می‌رود. و دلیل آن وجود انبوه فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی و منابع عربی به این گویش است (مانند فارسی تهرانی که در بین فارسی زبانان ایران به عنون لهجه محاوره‌ای دوم به کار می‌رود.)

تفاوت لهجه‌ها در گویش‌های عامیانه‌ زبان عربی در واژگان، دستور زبان و شیوه‌ تلفظ کلمات به‌ چشم می‌خورد.

بیشترین تفاوت‌ها بین گویشهای غرب و شرق کشورهای عرب زبان وجود دارد برای نمونه‌(کویتی و مراکشی!!)

در تفاوت‌های مربوط به‌ چگونگی تلفظ می‌توان به‌ چگونگی تلفظ حرف /ق/ اشاره‌ نمود که‌ در لهجه‌ بادیه‌ نشینان و عراقی‌ها /گ/، در لهجه‌ مصری و سوریه‌ /ء/ و در لهجه‌ فلسطینی /ک/ تلفظ می‌شود. ویا چگونگی تلفظ /ج/ که‌ در لهجه‌ مصری /گ/ تلفظ می‌شود مانند الجمهوریة => الگمهوریة.

 تأثیر زبان‌های دیگر بر زبان عربی

در زبان عربی از دوران‌های کهن زبان‌های بیگانه روی آن تأثیر گذاشته‌اند؛ از این میان می‌توان به تأثیر زبان‌های ایرانی و یا رومی کهن بر آن اشاره کرد، حتی در در نصوص قرآن چنین واژه‌هایی نسبتاً به وفور یافت‌ می‌شوند هر چند که زبان عربی بنا بر خاصیت داتی خود که واژه‌ها در آن صرف می‌شوند چهره وامواژه‌ها را چنان دگرگون می‌نماید که تشخیص ریشه آن بسیار دشوار می‌گردد.

از واژه‌های ایرانی و رومی کهن که از دیرباز به زبان عربی وارد شده‌اند می‌توان موارد زیر را نام برد:

از زبان‌های ایرانی

در عربی: زمان (از زَمان در پهلوی)، مهرگان (مهرجان در عربی معنای جشنواره بخود گرفته‌است)، برنامه (برنامج)، فیروز، تنور، خندق، قناة، قلعة (کلات)، اسفناج، دیوان، برزخ، بلبل، حنا، یاسمین، سرو، عدس،شهی،،آجر،گچ = جص - خنجر= خونگر- طربوش = سرپوش و دهها واژه دیگر...

و در قرآن یکصد کلمه اصل پارسی و یا معرب شده از پارسی وجود دارد که از این نظر پر نفوذترین زبان بر ادبیات قرانی تلقی می شود: دین،سراج از چراغ، جند، (دکا دکا = تکه تکه) ،سجیل، نمارق (جمع واژه نرمک ایرانی به معنی بالش)، وزیر (از وَچیر پهلوی)، مسک (از مشک پهلوی)، عفریت (از آفرید) و دهها واژه دیگر...


از زبانهای دیگر

اما در عصر حاضر واژه‌های زیادی از زبان‌های اروپایی وارد زبان عربی شده‌اند که‌ یا در قبل در عربی وجود نداشته‌ و مجال ساخت آنها نبوده ویا از لحاض معنایی امکان ساخت آن در عربی زیاد موفقیت آمیز نیست. بیشتر این واژه‌ها در عرصه سیاست (مانند: الإمبریالیة، الإیدیولوجیا...)، یا هنر و ادبیات (مانند: رومانسیة، فلسفة، فلم (فیلم)، سیناریو (سناریو)...) و یا صنعت و تکنولوژی (مانند: باص، رادیو، ورشه - تلفون، تلفزیون، کمبیوتر...) هستند.

تأثیر زبان عربی بر دیگر زبان ها

برای این بخش از این مقاله منابع لازم نیامده‌است. لازم است بر طبق شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع منبعی برای آن ذکر شود.
مطالب بی منبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد.

گاهی اوقات مشکل می‌نماید که بتوان از زبان عربی مفهومی را به ویژه در متون اسلامی به درستی و دقت به زبانی دیگر ترجمه نمود. عکس این قضیه نیز در موارد گوناگون صادق است (مخصوصا در متون علمی و صنعتی). از آنجا که قرآن به عربی نگاشته شده‌است و مسلمین سنتا بر این باورند که غیرممکن و نادرست است که متون مقدس مذهبی (قرآن، نماز، اذان...) خود را به زبانی دیگر ترجمه نمایند و بیم از عدم رسایی مفهوم دقیق متون آن را داشته‌اند مجموعه این عوامل همراه با علل مختلف دیگری همچون همجواری جغرافیایی، تجارت و مهاجرت... راه را به کلی بر تسلط کامل عربی بر کلیه زبان‌هایی که تحت نفوذ امپراتوری اسلامی و یا صرفاً فرهنگ اسلامی بوده‌اند هموار کرده‌است.

تأثیر عربی بر زبان فارسی بیش از ۳۰٪ بوده‌است و واژگان عربی از طریق زبان فارسی به زبانهای اردو، کشمیری، پشتو، تاجیکی و تا حد زیادی به ترکی نیز سرایت نموده و در حد بسیار ملایمتر به زبان‌های عبری و کردی. زبان عربی توانسته‌است با توجه به جنبه تقدس دینی باعث زوال زبانهای مصری و منطقه شمال افریقا و اردن و سوریه شود این زبان بر اسپانیایی نیز تأثیر گذاشته‌است اما زبان بربر یا امازیغی و قبطی پس از ۱۴۰۰۰ با مقاومت در مقابل هژمونی عربی توانسته‌است تحت اشغال و سلطه عربی به حیات خود ادامه دهد

منبع:http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C

 

گرداورندگان:پویا پارسا/سام پروین/علی اردکانی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 20:45  توسط پویا پارسا و سام پروین و علی اردکانی  | 

 
Image and video hosting by TinyPic">